به آنان بدگمان شد و هر يك را به سوئى فرستاد . از آن جمله اميه در سال 325 در شنترين [ 1 ] گوشهاى گرفت ولى از طاعت سر بر تافت . الناصر سپاهى به نبرد او فرستاد . او به دار الحرب داخل شد . راميرو [ 2 ] پادشاه جليقيه او را پناه داد ؛ ولى پس از چندى با او دل بد كرد و او بى آنكه از الناصر عهد و امانى خواسته باشد به قرطبه آمد . الناصر او را عفو كرد و او همچنان در زمرهء مردم عادى مىزيست تا بمرد . اما احمد ، چون پدرش بمرد از سرقسطه معزول شد و همچنان تا پايان عمر گمنام و مغضوب زيست و چون سعايت ساعيان افزون شد به قتلش آورد .
اما عبد اللّه در زمرهء خواص الناصر بماند تا آنگاه كه به سرقسطه رفت . در آنجا ساعيان او را نيز به عصيان متهم ساختند . او فرار را بر قرار ترجيح داد . به هنگام فرار جماعتى از مردم سرقسطه او را يافتند و كشتند .
اخبار الناصر لدين اللّه با شورشگران
نخستين فتحى كه نصيب او گرديد فتح استجه [ 3 ] بود كه يكى از موالى خود ، بدر را كه حاجب او نيز بود به آنجا فرستاد و بدر در سال 300 آنجا را از ابن حفصون بستد . الناصر پس از اين نبرد خود عزم غزا كرد و قريب به سى دژ را از آن ابن حفصون تسخير كرد كه از آن جمله دژ البيره بود . آنگاه ديگر اقطار مملكت او را زير پى سپرد و او را سخت در محاصره افكند و سعيد بن هذيل [ 4 ] را از دژ منتلون و شمنتان [ 5 ] فرود آورد و در سال 301 اشبيليه را از احمد بن مسلمه چنان كه آورديم بستد . پس در سال 302 با سپاهى برفت و دژهاى ابن حفصون را يك يك بگرفت تا به جزيرة الخضراء رسيد و بر دريا مستولى شد .
آنگاه در نيروى بحريه خويش نگريست و بر شمار كشتيهاى جنگىاش بيفزود .
ابن حفصون در دريا به مقاومت پرداخت و به پايمردى يحيى بن اسحاق المروانى خواستار صلح گرديد و ميانشان پيمان صلح بسته شد .
آنگاه اسحاق بن محمد القرشى را براى نبرد با شورشگران به مرسيه و بلنسيه فرستاد و در آن نواحى كشتار بسيار كرد و اريوله را بگشود . و بدر غلام خود را به شهر لبله روان نمود و عثمان بن نصر را كه در آنجا شورش كرده بود فرود آورد و او را بند بر نهاد و به قرطبه آورد . سپس اسحاق بن محمد در سال 305 به نبرد قرمونه رفت و آنجا را از حبيب بن سواده [ 6 ] بستد . او نيز در آن ناحيه شورش كرده بود ، و در سال 306 دژ شنتبريه [ 7 ] را و در سال 309 دژ طرش را بگشود .
احمد بن اضحى الهمدانى كه در دژ الحامه [ 8 ] عصيان كرده بود به اطاعت آمد و فرزند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : تسترين
[ ( 2 ) ] متن : رذمير
[ ( 3 ) ] متن : اسجه
[ ( 4 ) ] متن : مزيل .
[ ( 5 ) ] متن : سمنان
[ ( 6 ) ] متن : سواره
[ ( 7 ) ] متن : ستمريه
[ ( 8 ) ] متن : الجامه .