تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
عبد الحميد در نبردى شكستش داد و سرش را ببريد و به قرطبه فرستاد . مولدين برادرش حفص بن عمر را به جاى او به امارت برداشتند . او نيز سر به عصيان برداشت . الناصر سپاهى به محاصره‌اش فرستاد . حفص امان خواست و پس از يك سال كه از امارتش گذشته بود تسليم شد و به قرطبه آمد . پس از تسليم او [ عبد الرحمان ] الناصر به بربشتر داخل گرديد و سراسر آن را بگرديد و پيكرهاى عمر بن حفصون و پسرانش جعفر و سليمان را به قرطبه آورد و بر دار كرد و همه كنائسى را كه در دژهاى نواحى ريه و اعمال مالقه بود ويران كرد . سيصد دژ شايد هم بيشتر بودند و نام و نشان بنى حفصون برافتاد . اين واقعه در سال 315 اتفاق افتاد . و البقاء للّه .

عصيانگران اشبيليه از پى يك ديگر

اينان ابن ابى عبيده و ابن خلدون و ابن حجاج و ابن مسلمه بودند . نخستين شورشگرى كه در اشبيليه پديد آمد ، امية بن عبد الغافر بن ابى عبده [ 1 ] بن ابى عبيده بود . جدش ابو عبيده از سوى عبد الرحمان الداخل عامل اشبيليه بود . ابن سعيد به نقل از مورخان اندلس : حجارى [ 2 ] و محمد بن الاشعث و ابن حيان گويد كه چون در ايام امير عبد اللّه اندلس پر آشوب شد و رؤساى بلاد دعوى خود سرى كردند ، رؤساى اشبيليه امية بن عبد الغافر و كريب [ 3 ] بن خلدون الحضرمى و برادرش خالد و نيز عبد اللّه بن حجاج بودند . امير عبد اللّه پسر خود محمد - پدر الناصر - را به اشبيليه فرستاد . آن چند تن كه قصد خودكامگى داشتند بر او بشوريدند . او را با مادرش به محاصره افكندند . محمد بن امير عبد اللّه خود را برهانيد و نزد پدر باز گرديد . اميه در امارتش خودكامگى پيشه گرفت و كسى را بر انگيخت تا عبد اللّه بن حجاج را بكشت . برادر عبد اللّه ابراهيم بن حجاج به خونخواهى برادر برخاست . ياران او اميه را در قصر محاصره كردند . چون راهى به رهايى نداشت دل بر مرگ نهاد و همهء عيالات خود را بكشت و اموال خويش را نابود كرد و به جنگ بيرون آمد . اميه كشته شد و سرش بازيچهء عامه گرديد . اين وقايع در سال 282 [ 4 ] واقع شد . ابن خلدون و يارانش واقعه را به امير عبد اللّه نوشتند كه اميه خلع شد به قتل رسيد . او نيز ناگزير بپذيرفت و عم خود هشام بن عبد الرحمان را نزد ايشان فرستاد . اينان هشام را دستخوش فرمانهاى خويش قرار دادند ، از جمله كريب بن خلدون زمام اختيار او را به دست داشت . ابن حيان گويد خاندان خلدون از حضرموت بودند و در اشبيليه در نهايت قدرت
هامش
[ ( 1 ) ] متن : امية بن العافر [ ( 2 ) ] متن : حجازى [ ( 3 ) ] متن : كليب [ ( 4 ) ] متن : 380 .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 196 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى