تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
روان و هزار سپر سلطانى و صد هزار تير از تيرهاى نيكو و پانزده اسب عربى رهوار ، خاص سوار شدن ملوك و بيست استر با زينتهايى از خز جعفرى عراقى و صد اسب ديگر مناسب براى حمله و هجوم در نبردها و چهل غلام و بيست كنيز زيبا با همهء لباسها و زينتهايشان و از صخر سياه آنچه در يك سال هشتاد هزار دينار هزينهء آن گرديده و بيست هزار تكه چوب از زيباترين و محكمترين چوبها به بهاى پنجاه هزار دينار . اين هدايا در سال 327 تقديم عبد الرحمان الناصر گرديد و الناصر سپاس گفت و بر مقام و مرتبت او در افزود .

غلبهء الناصر لدين اللّه بر برادرش عاصى بن محمد بن عبد اللّه

محمد بن عبد الجبار بن امير محمد - و عبد الجبار عم الناصر بود - نزد او از برادرش عاصى بن محمد بن عبد اللّه سعايت كرد كه قصد خلاف دارد و مىخواهد براى خود بيعت بستاند . عاصى نيز در باب محمد بن عبد الجبار سعايت كرد كه قصد شورش دارد . عبد الرحمان الناصر لدين اللّه به باز جست احوال ايشان بر آمد و چون محقق شد كه هر دو را آهنگ خروج بوده است به سال 308 هر دو را بكشت .

غلبهء الناصر به فرزندان اسحاق مروانى

بنى اسحاق فرزندان اسحاق بن محمد بن اسحاق بن ابراهيم بن الوليد بن ابراهيم بن - عبد الملك بن مروان بودند . جد ايشان از آغاز از اعضاى دولت بود . از اين رو همواره در نهايت اعزاز و اكرام مىزيستند ، تا نوبت به اسحاق رسيد . او در ايام فتنه‌هاى اشبيليه در نزد ابن حجاج بود . چون ابن حجاج بمرد و ابن مسلمه به جايش نشست ، اسحاق را به توطئه عليه خويش متهم ساخت و او را و پسرش را و دامادش يحيى بن حكم بن هشام بن خالد - بن ابان بن خالد بن عبد اللّه بن عبد الملك بن الحارث بن مروان را بگرفت و پسر و دامادش را بكشت . در آن هنگام سفيرى از سوى ابن حفصون نزد او بود . او اسحق را كه ديگر پير شده بود و پسرش احمد را شفاعت كرد و ابن مسلمه از سر خون او در گذشت . چون الناصر لدين اللّه اشبيليه را از ابن مسلمه بستد و اسحاق به قرطبه آمد ، الناصر او را وزير خود ساخت . همچنين بعدها فرزندان او احمد و محمد و عبد اللّه را وزارت خويش داد . آنان فتوحاتى كردند و بسيارى از مهمات را به انجام رسانيدند و اين اعمال سبب فرا رفتن قدر و منزلت ايشان گرديد . چون اسحاق بمرد ، پسرانش مقام رفيع او را تصاحب كردند . برادر بزرگترشان عبد اللّه هلاك شد . او در نزد الناصر برتر از ديگران بود . الناصر او را وزارت داده بود ولى چندى بعد متهمش به خلاف نمود . از هر سو نيز ساعيان در كار آمدند تا آنجا كه الناصر لدين اللّه
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 200 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى