عصيان لب بن محمد بن لب در سرقسطه
لب بن محمد بن لب بن موسى در سرقسطه در سال 258 ، در ايام امير محمد عصيان آغاز كرد . چند بار براى گوشمال او لشكر برد تا به اطاعت آمد و امير محمد امارت سرقسطه و تطيله و طرسونه را به او داد . او نيز به خوبى از عهدهء حمايت آن سرزمينها بر آمد و امارتش در آن نواحى رونق و شكوه يافت .
در يكى از روزها الفونسو پادشاه جليقيه به طرسونه لشكر آورد . لب بن محمد بن لب او را باز پس راند و منهزم ساخت و قريب سه هزار تن از لشكريان او را بكشت . پس بر امير عبد اللّه عصيان كرد و او تطيله را در محاصره گرفت .
عصيان مطرف بن موسى بن ذى النون الهوارى درشنت بريه
مطرف در شجاعت مردى بلند آوازه بود و از حيث نسب و عصبيت نيز ممتاز . در شنت بريه عصيان كرد . ميان او و صاحب بنبلونه ، سلطان بشكنس از جلالقه جنگهايى بود .
در يكى از اين جنگها اسير دشمن شد ولى از اسارت بگريخت و به شنت بريه آمد و تا پايان دولت امير محمد همچنان سر به اطاعت داشت .
عصيان امير ابن حفصون در بربشتر و مالقه و رنده و اليس
او عمر بن حفص ( معروف به حفصون ) بن عمر بن جعفر بن [ شتيم ] بن ذبيان [ 1 ] بن فرغلوش بس ادفونش القس ، بود . ابن حيان نسب او را چنين آورده است . ابن حفصون نخستين عصيانگر در اندلس بود . او بود كه باب اختلاف را بگشود و در ايام محمد بن عبد الرحمان در سال 270 از جماعت جدا شد و در جبل بربشتر از ناحيهء ريه و مالقه خروج كرد و بسيارى از سپاهيان اندلس از آنان كه هواى عصيان در سر داشتند به دو پيوستند .
دژى را كه به نام او معروف است ، در آنجا بنا كرد و بر غرب اندلس تارنده و سواحل ، از استجه [ 2 ] تا البيره را بگرفت . هاشم بن عبد العزيز وزير به سوى او لشكر برد و او را در محاصره گرفت و از دژ فرودش آورد و به سال 270 به قرطبه برد . سپس از آنجا بگريخت و به دژ بربشتر رفت .
چون امير محمد بمرد ، او بر دژ حامه و ريه و رنده و استجه مستولى شد . منذر در سال 274 به جنگ او رفت و همهء دژهايش را بگشود و عامل او را در ريه بكشت . ابن حفصون
هامش
[ ( 1 ) ] متن : دو ميان
[ ( 2 ) ] متن : البحثه .