محمد به نبرد او رفتند و ميانشان مصالحه افتاد و آن ناحيه آرامش يافت .
در سال 268 امير محمد پسر خود منذر را به قتال مردم سرقسطه فرستاد زيرا سر به مخالفت برداشته بودند . او سرقسطه را محاصره كرد و در نواحى آن كشتار و تاراج به راه انداخت و حصن روطه [ 1 ] را بگرفت . سپس به دير بروجه ( ؟ ) رفت . محمد بن لب بن - موسى در آنجا بود و از آنجا آهنگ لارده و قرطاجنه نمود و به دار الحرب داخل شد و نواحى البه و قلاع را كشتار و تاراج كرد و چند دژ را بگشود و باز گرديد .
در سال 270 هاشم بن عبد العزيز با سپاه خود به محاصره عمر بن حفصون به دژ بربشتر آمد و او را فرو گرفت و به قرطبه برد و او با اكرام در آنجا زيست .
در اين سال اسماعيل بن موسى بناى شهر لارده را آغاز كرد . صاحب برشلونه جماعتى را گرد آورد تا او را از اين كار باز دارد و بسوى او در حركت آمد . اسماعيل او را درهم شكست و بيشتر مردانش را بكشت .
در سال 271 ، هاشم بن عبد العزيز با سپاه خود به سرقسطه راند و آنجا را در محاصره گرفت و فتح كرد و همه سر به فرمان او آوردند . از جمله عمر بن حفصون هم در سپاه او بود او را از ثغر فراخوانده بود ولى او بگريخت و به دژ بر بشتر رفت و در آنجا پناه گرفت .
هاشم به سوى عبد الرحمان بن مروان الجليقى رفت و او را در منت لون [ 2 ] محاصره كرد ، سپس باز گرديد . پس عبد الرحمان بن مروان بر اشبيليه و لقنت حمله آورد . آنگاه به منت - شلوط فرود آمد و در آنجا پناه گرفت . امير محمد بن عبد الرحمان با او مصالحه كرد او نيز - سر به فرمان آورد تا آنگاه كه امير محمد بمرد .
امارت منذر بن محمد بن عبد الرحمان بن الحكم
امير محمد بن عبد الرحمان بن الحكم بن هشام بن عبد الرحمان الداخل در ماه صفر سال 273 ، پس از سى و پنج سال از امارتش بمرد و پس از او پسرش منذر بن محمد به امارت رسيد . در آغاز امارتش هاشم بن عبد العزيز وزير پدرش را بكشت ، و براى محاصرهء ابن حفصون لشكر كشيد و در سال 274 او را در حصن بر بشتر [ 3 ] محاصره كرد و همهء دژهايى را كه از آن او بود بگشود . يكى از اين دژها دژ ريه يعنى مالقه بود . فرمانروايى را كه از سوى ابن حفصون در آنجا بود و عيشون نام داشت بگرفت و بكشت . چون محاصرهء ابن - حفصون به دراز كشيد خواستار صلح شد . منذر اجابت كرد و از آنجا بازگشت ولى چون ديگر بار پيمان بشكست به محاصره باز گرديد . بار ديگر مصالحه كردند ولى او باز پيمان بشكست . منذر بار ديگر به محاصرهاش پرداخت ولى در همان نزديكى هلاك شد و ابن -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ريطه
[ ( 2 ) ] متن : منت مولن
[ ( 3 ) ] متن : يشتر .