تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
آن سوى آن فرستاد در آنجا نيز آشوب و كشتار و تاراج كردند و چند دژ را بگشودند و بيامدند . امير محمد در سال 240 سپاه به طليطله برد . مردم طليطله از پادشاه جليقيه و پادشاه بشكنس يارى خواستند آنان به ياريشان آمدند و امير محمد در وادى سليط با آن لشكرها رو بر رو گرديد . گروهى را معين كرد تا در جايهايى كمين گرفتند و از دشمن سخت كشتار كردند . چنان كه در اين نبرد شمار كشتگان مردم طليطله و مشركان به بيست هزار رسيد . امير محمد در سال 243 بار ديگر به طليطله تاخت و بار ديگر دشمن را سركوب نمود و خلق بسيارى به قتل آورد و ديه‌ها و مزارعشان را ويران نمود تا سر به فرمان آوردند . در سال 245 بار ديگر كشتيهاى مجوس آشكار شد . اينان در اشبيليه و جزيرة - الخضراء فرود آمدند و مسجدش را به آتش كشيدند و به تدمير باز گشتند و به حصن اوريوله [ 1 ] در آمدند . آنگاه به سواحل فرنگ رفتند و در آنجا آشوب و كشتار كردند . چون باز گرديدند كشتيهاى امير محمد بن عبد الرحمان راه بر آنان بگرفتند و با آنان جنگ در پيوستند و دو كشتى از كشتيهايشان را در تصرف آوردند . در اين نبرد جماعتى از مسلمانان شهادت يافتند . كشتيهاى مشركان به بنبلونه رفتند و گارسيا [ 2 ] فرمانرواى آنجا را اسير نمودند . او خود را به هفتاد هزار دينار باز خريد . امير محمد در سال 247 طليطله را به مدت سى روز محاصره نمود . امير محمد در سال 251 پسر [ 3 ] خود منذر را با لشكرى به نواحى البه و قلاع فرستاد و در آنجا كشتار و آشوب بر پاى نمود . رودريك [ 4 ] به مقابله آمد ولى سپاهش منهزم گرديد و مسلمانان از مشركان بسيارى را كشتند و بسيارى را اسير كردند . اين فتح فتحى بى نظير بود . امير محمد در سال 251 خود به غزا رفت . آهنگ بلاد جليقيه نمود و آنجا بسيارى را بكشت و ويرانيهاى بزرگ بر جاى نهاد . عبد الرحمان بن مروان الجليقى با جماعتى از مولدين كه با او بودند از فرمان او سر بر تافتند و به بلاد كفر رفتند ، عبد الرحمان بن - مروان با الفونسو [ 5 ] پادشاه جليقيه دست اتحاد داد . وزير هاشم بن عبد العزيز با سپاهيان اندلس در سال 263 به نبرد او رفت . در اين نبرد سپاه اندلس شكست خورد و هاشم به اسارت افتاد . سپس چنان مصالحه افتاد كه عبد الرحمان بن مروان در بطليوس فرود آيد و وزير هاشم [ بن عبد العزيز ] را آزاد كند . اين مصالحه در سال 265 به انجام رسيد و عبد الرحمان بن مروان در بطليوس مكان گرفت . آنجا جايى ويران بود ، عبد الرحمان آن را عمارت كرد و پس از دو سال و نيم كه از امارتش مىگذشت هاشم را آزاد نمود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : اريوله [ ( 2 ) ] متن : غرسيه [ ( 3 ) ] متن : برادر [ ( 4 ) ] متن : لرزيق . [ ( 5 ) ] متن : باذقونش .