تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
عبد الرحمان بن الحكم سپاهى به مقابلهء او فرستاد ولى اين سپاه كارى از پيش نبرد . به ناچار لشكرهاى ديگرى فرستاد و در نواحى روريه [ 1 ] پس از نبردى منهزمش نمودند . هاشم و بسيارى از يارانش كشته شدند [ مردم طليطله همچنان به مخالفت خويش باقى ماندند . عبد الرحمان برادر [ 2 ] خود اميه را به محاصرهء شهر فرستاد . اينان مدتى شهر را محاصره كردند . آنگاه محاصره را پايان داد [ و ميسره را با سپاهى ] به قلعهء رباح [ 3 ] آورد . مردم طليطله آهنگ آن كردند كه ميسره را فرو گيرند . ميسره دريافت و جماعاتى را فرود آورد . و بر سر راهشان به كمين فرستاد ] . چون مردم طليطله براى حمله و تاراج به قلعهء رباح رسيدند ، آنان كه كمين گرفته بودند بيرون جستند و بسيارى را كشتند [ چون سرهاى كشتگان را نزد ميسره آوردند از كثرت آنها بر خود بلرزيد ] و غمگين شد و پس از چندى بمرد . عبد الرحمان بار ديگر سپاهى به محاصرهء طليطله فرستاد اين بار نيز بر آن ظفر نيافت ، و كسانى كه در قلعهء رباح كمين گرفته بودند هر چندگاه شهر را محاصره مىكردند . آنگاه عبد الرحمان برادر خود وليد بن الحكم را در سال 222 به محاصره طليطله فرستاد . و اين محاصره چنان بود كه مردم شهر مشرف به هلاك شدند و از مدافعه باز ماندند . اين بار شهر تسخير شد و مردم شهر تسليم شدند . وليد بن الحكم تا پايان سال 223 در - آنجا بماند و سپس باز گرديد . در سال 224 عبد الرحمان خويشاوند خود عبد اللّه [ 4 ] البلنسى را با سپاهى به غزاى البه و قلاع فرستاد . او با دشمن مصاف داد و بسيارى را كشت و اسير گرفت . پس رودريگ [ 5 ] پادشاه جليقيه خروج كرد و بر شهر مرزى سالم تاخت آورد . فرتون [ 6 ] بن - موسى بن جنگ او رفت و او را منهزم نمود و جمع كثيرى را بكشت و جمع كثيرى را اسير كرد . آنگاه به دژى كه مردم البه براى مقابله با مسلمانان در ثغر ساخته بودند براند و آنجا را تسخير كرد و ويران نمود . سپس عبد الرحمان خود با سپاه خويش به بلاد جليقيه ( گاليسيا ) رفت و آنجا را در زير پاى بسپرد و چند دژ بگشود و در سراسر آن جولان داد و پس از درنگى دراز با خيل اسيران و غنايم بيامد . در سال 229 [ 7 ] عبد الرحمان سپاه به سرزمين فرنگان فرستاد . اينان را به سرزمين شرطانيه فرستاد . سردار اين سپاه موسى بن موسى عامل تطيله بود . موسى در اين نبرد نيك پاى فشرد تا آنگاه كه خداوند دشمن را منهزم نمود . موسى در اين نبرد مقامى شايسته يافت و ميان او و يكى از سرداران عبد الرحمان درگيريهايى پديد آمد . آن سردار بر او درشتى كرد و اين امر سبب شد كه بر عبد الرحمان عصيان ورزد . عبد الرحمان حارث بن بزيغ را به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : دورقه [ ( 2 ) ] متن : پسر [ ( 3 ) ] متن : رياح [ ( 4 ) ] متن : عبيد اللّه . [ ( 5 ) ] متن : لذريق [ ( 6 ) ] متن : فرنون [ ( 7 ) ] متن : 226 .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 186 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى