حكم در سال 200 سپاهى به سردارى حاجب عبد الكريم بن مغيث به بلاد فرنگان فرستاد او نيز برفت و به هر جا رسيد ويران ساخت و هر چه يافت به تاراج برد و چند دژ را نيز از بن بر كند . پادشاه جليقيه با سپاهى عظيم بيامد بر كنار نهر [ اردن ] ميان دو سپاه نبرد در گرفت و چند روز ادامه يافت . مسلمانان در اين نبرد پيروزيهاى عظيم حاصل كردند و سيزده شب در آنجا درنگ كردند . سپس بارانها باريدن گرفت و آب نهر بالا آمد .
مسلمانان پيروزمند باز گرديدند .
مرگ حكم و امارت عبد الرحمان بن الحكم الاوسط
حكم بن هشام در پايان سال 206 پس از بيست و هفت سال حكومت بمرد . از ميان امراى اندلس او نخستين كسى بود كه سپاهى منظم تشكيل داد . در سپاه خود مزدوران را به كار گرفت و سلاح گرد آورد و ساز و برگ نبرد ساخت و بر شمار حشم و حواشى بسى در افزود و بر در سراى خود اسبان آماده به زين و لگام بداشت و بردگان بسيار خريد . او بردگان خود را گنگان مىخواند زيرا زبان او را نمىدانستند و شمار آنان به پنج هزار تن رسيده بود . حكم خود همهء امور ملك را به دست داشت . او را جاسوسانى بود كه احوال مردم را زير نظر داشتند . فقها و علما و صالحان را به خود نزديك مىساخت و نيز او نخستين كسى بود از امراى اندلس كه سفارش كرد پس از او اعقابش به امارت نشينند .
چون حكم از دنيا رفت پسرش عبد الرحمان به جاى او نشست . در آغاز امارتش عموى پدرش عبد اللّه البلنسى بر او خروج كرد و به تدمير رفت و از آنجا عازم قرطبه گرديد .
عبد الرحمان عليه او بسيج سپاه كرد ولى عبد اللّه جنگ نا كرده به بلنسيه باز گرديد و چندى بعد بمرد . عبد الرحمان فرزندان و عيالاتش را به قرطبه برد .
عبد الرحمان بن الحكم در آغاز ولايتش به جليقيه لشكر برد و از دار الملك دور شد و مدت غيبتش به دراز كشيد . در اين لشكر كشى از امم مسيحى خلق بسيارى را بكشت و باز گرديد .
در سال 206 زرياب [ 1 ] مغنى از موالى مهدى عباس و شاگرد [ 2 ] ابراهيم الموصلى نزد او به اندلس آمد . نام زرياب على بن نافع بود . [ و كنيهاش ابو الحسن ] . عبد الرحمان به پيشباز او رفت و در اكرامش مبالغه نمود . زرياب در نزد او در نهايت آسايش و عزت بزيست . صناعت موسيقى اندلس ميراث اوست . فرزندانى چند بر جاى نهاد بزرگترينشان عبد الرحمان بود . او نيز در موسيقى استاد بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : زر آب
[ ( 2 ) ] متن : معلم .