تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
در سال 207 در ثغر اتفاقى افتاد و آن چنان بود كه حكم عامل آن ديار به نام ربيع را بگرفت و زنده بردار كرد ، زيرا شنيده بود كه مردى ستمگر است . حكم پس از اين واقعه بمرد . كسانى كه اموالشان را ربيع گرفته بود براى داد خواهى به قرطبه آمدند . بيشتر اينان از مردم البيره بودند . متظلمان بر در قصر امير اجتماع كرده بانگ و خروش مىنمودند . عبد الرحمان كسانى را فرستاد كه آنان را خاموش سازند چون نپذيرفتند سپاهيان بر ايشان تاختند و جمعى را كشتند و باقى به البيره گريختند . عبد الرحمان از پىشان روان گرديد و بسيارى ديگر را نيز به قتل آورد . هم در اين سال ميان مضريان و يمنيان [ در شهر تدمير ] فتنه‌اى پديد آمد و با يك ديگر به قتال پرداختند . در اين نزاعها سه هزار نفر كشته شدند . عبد الرحمان بن الحكم ، يحيى بن عبد اللّه بن خالد را با سپاهى عظيم بفرستاد تا آن فتنه فرو نشست و دست از كشتار يك ديگر بداشتند ولى چون سپاه باز گشت بار ديگر منازعه آغاز شد و اين وضع هفت سال دوام يافت . در سال 208 حاجب خود عبد الكريم بن عبد الواحد بن مغيث را به البه و قلاع فرستاد و بسيارى از بلاد را ويران نمود و بسيارى از دژها را بگشود . و با برخى نيز به پرداخت جزيه و آزادى اسيران مصالحه كرد و پيروزمند باز گرديد . در سال 213 اهل مارده عصيان كردند و عامل خود را كشتند . عبد الرحمان بن - الحكم سپاه فرستاد و آن شهر را بگشودند و مردم را به طاعت باز آوردند و از آنان گروگان گرفتند و باروها را ويران نمودند و بازگشتند . سپس عبد الرحمان فرمان داد تا سنگهاى بارو را به رودخانه ريختند و بار ديگر مردم خلاف آشكار كردند و عامل خود را اسير كردند و باز باروها را اصلاح نمودند . عبد الرحمان در سال 214 بار ديگر به مارده سپاه برد و شهر را محاصره كرد و مردم به دافع پرداختند . عبد الرحمان رد سال 217 بار ديگر آن شهر را محاصره نمود باز مردم به دفاع پرداختند تا سال 220 كه شهر را بگشود . بقايايى از آنان با محمود بن عبد الجبار به منت شلوط [ 1 ] گريختند . عبد الرحمان سپاهى به تعقيبشان فرستاد ولى محمود بن عبد الجبار به دار الحرب رفت و بر يكى از دژهاى آنجا مستولى شد و پنج سال در آنجا درنگ كرد . تا آنگاه كه الفونسو [ 2 ] پادشاه جليقه او را در محاصره گرفت و دژ را بگشود و در سال 225 محمود و همه يارانش را بكشت . در سال 215 در شهر طليطله هاشم الضراب كه در واقعهء ربض نيز شركت داشته بود ، خروج كرد و نيرومند شد و جمعى بر او گرد آمدند . هاشم به شهر شنت بريه حمله آورد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ملت شلوط [ ( 2 ) ] متن : اذفونش .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 185 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى