عمش [ 1 ] عبد اللّه البلنسى كه در مغرب بود عليه او برخاست . او از ناحيه بر العدوه در مغرب از دريا بگذشت و به بلنسيه رفت و آنجا را تصرف نمود . برادرش سليمان نيز كه در طنجه بود به دو پيوست . حكم يك سال با دو عم خود ، عبد اللّه بلنسى [ و سليمان ] نبرد كرد . تا عاقبت بر سليمان ظفر يافت و او را در سال 184 بكشت . عبد اللّه در بلنسيه ماند و دست از فتنه و آشوب بداشت و يحيى بن يحيى الفقيه و ديگران را نزد حكم فرستاد تا ميانشان طرح صلح افكنند . در سال 186 ميانشان صلح برقرار شد .
در آن هنگام كه ميان حكم و سليمان و عبد اللّه عموهاى او فتنه برخاسته بود ، فرنگان فرصت مغتنم شمرده سپاه گرد آورده و آهنگ برشلونه كرده بودند و در سال 185 آنجا را در تصرف آورده و لشكر مسلمانان را از آنجا دور كرده بودند . در سال 180 حكم بن هشام ، سپاهى به سردارى عبد الكريم بن مغيث به بلاد جليقيه فرستاد . عبد الكريم در آنجا كشتار بسيار كرد . گروهى دشمن از تنگههاى كوهستان از پشت سر قصد او كردند .
عبد الكريم بازگشت و سپاه خود تعبيه داد و جنگ در پيوست و بر آنان پيروز گرديد و به بلاد اسلام بازگشت .
در سال 181 بهلول بن مرزوق در ناحيه ثغر عصيان كرد و سرقسطه را بگرفت و عم حكم بن هشام ، عبد اللّه البلنسى نيز به سرقسطه آمد ، چنان كه آورديم . نيز در همين سال عبيدة بن حميد در طليطله سر به شورش برداشت . سردار حكم ، عمروس بن يوسف در شهر طلبيره بود . هشام به او نوشت كه آنان را در محاصره آورد ، آنگاه يكى از بنى مخشى را كه از مردم طليطله بودند برانگيخت تا به ناگاه عبيده را كشتند و سرش را نزد عمروس فرستادند . عمروس نيز سر را به نزد حكم بن هشام فرستاد .
عمروس پسران مخشى را نزد خود به قرطبه فرود آورد ولى بربرهايى كه در طلبيره بودند به خونخواهى عبيده آنها را كشتند . عمروس نيز باقى را بكشت و آن ناحيه آرامش يافت .
عمروس پسر خود يوسف را بر تطيله [ 2 ] امارت داد و در سال 187 گروهى از مردم دلير و جنگاور اندلس از آنجا بيرون رفته به فرنگان پيوسته بودند . اينان فرنگان را به تسخير تطيله ترغيب كردند و فرنگان به تطيله آمدند و آنجا را تصرف كردند و امير آن - يوسف بن عمروس را اسير كردند و در صخرهء قيس [ 3 ] حبس نمودند . عمروس چون خبر بشنيد بر فور به سرقسطه رفت تا آنجا را از تعرض دشمن نگاه دارد و سپاهى به سردارى پسر عم خود به تطيله فرستاد . او دشمن را شكست داد و به صخره قيس رفت ، فرنگان را ياراى مدافعت نبود . مسلمانان يوسف بن عمروس را از بند برهانيدند و اين بر آوازهء
هامش
[ ( 1 ) ] متن : برادرش
[ ( 2 ) ] متن : طليطله
[ ( 3 ) ] متن : قيسر .