تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
هشام بن عبد الرحمان در سال 174 پسرش معاويه را به محاصرهء برادرش سليمان بن - عبد الرحمان به تدمير فرستاد . او نيز همهء آن نواحى را زير پى سپرد . سليمان به كوههاى بلنسيه گريخت و در آنجا پناه گرفت . معاويه نزد پدرش هشام به قرطبه آمد . سليمان از برادر خود خواست كه او را واگذارد تا با زن و فرزند از دريا بگذرد و به ساحل بربر رود . هشام اجازت داد و شصت هزار دينار نيز از ميراث پدر به دو داد و بدين مصالحه كردند . سليمان در كرانهء مغرب ماند و برادرش عبد اللّه نيز به دو پيوست . در اين احوال سعيد بن الحسين بن يحيى الانصارى در طرطوشه [ 1 ] در شرق اندلس به خلاف هشام برخاست . از آن وقت كه پدرش حسين بن يحيى كشته شده بود ، او بدين ناحيه آمده بود و در آنجا پناه گرفته بود . او تعصب يمانى داشت و به يمنيان دعوت مىنمود . پس طرطوشه را گرفته و يوسف القيسى [ 2 ] عامل آنجا را رانده بود . موسى بن فرتون [ 3 ] كه تعصب مضرى داشت به معارضهء او برخاست و براى هشام بن عبد الرحمان دعوت آغاز كرد . همچنين مطروح بن سليمان بن يقطان در شهر برشلونه خروج كرد و سرقسطه و وشقه [ 4 ] را بگرفت . در اين ايام هشام [ بن عبد الرحمان ] سرگرم كار برادران خود [ سليمان و عبد اللّه ] بود . چون از آن مهم فراغت يافت ، ابو عثمان عبيد اللّه بن عثمان را با سپاهى بر سر مطروح فرستاد و او را در سرقسطه چند روز محاصره نمود . سپس از محاصره دست بداشت و به طرسونه [ 5 ] ، در همان نزديكى فرود آمد و در تحيفه اقامت گزيد . سپس يكى از ياران مطروح او را به غدر بكشت و سرش را براى ابو عثمان آورد ، او نيز سر را براى هشام فرستاد . ابو عثمان عبيد اللّه به سرقسطه رفت و آنجا را در تصرف آورد . سپس به دار الحرب ( سرزمين كفار ) به غزا رفت و آهنگ البه و ناحيهء قلاع نمود و با دشمن رو بر رو گرديد و بر او ظفر يافت و چند شهر را بگشود ، اين واقعه در سال 175 اتفاق افتاد . آنگاه امير هشام بن عبد الرحمان سپاهى به سردارى يوسف بن بخت [ 6 ] [ الفارسى ] به جليقيهء [ 7 ] فرستاد . او با پادشاه جليقيه برمودو [ 8 ] رو بر رو شد و لشكرش را بشكست و از دشمن بسيارى را بكشت . در اين سال مردم طليطله به طاعت امير هشام بن عبد الرحمان در آمدند و اين به هنگامى بود كه او برادران خود را از آنجا فرا خوانده بود . هشام امانشان داد و پسر خود حكم بن هشام را به امارت آن ديار گسيل داشت . او نيز آن ناحيه را در ضبط آورد و در آنجا بماند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : طرسوسه [ ( 2 ) ] متن : العبسى [ ( 3 ) ] متن : فرقوق [ ( 4 ) ] متن : واشقه . [ ( 5 ) ] متن : طرطوسه [ ( 6 ) ] متن : نحيه [ ( 7 ) ] متن : جليقه [ ( 8 ) ] متن : ابن منده .