سعد بن عباده در آنجا بودند . ثعلبة بن عبيد از سرداران امير عبد الرحمان آن دو را محاصره كرده بود اما سليمان پاى مىفشرد و ثعلبه را بگرفت و نزد ملك فرنگان كس فرستاد . او بيامد و سليمان ثعلبه را به او تسليم كرد . سپس حسين بر سليمان بشوريد و او را بكشت . و خود به تنهايى مالك سرقسطه گرديد . در اين احوال امير عبد الرحمان او را در محاصره گرفت . حسين سر به فرمان آورد . امير عبد الرحمان به بلاد فرنگ و بشكنس راند و چند دژ مسخر نمود و به وطن خويش باز گشت . حسين بن يحيى در سرقسطه غدر آشكار كرد و پيمان بشكست . امير عبد الرحمان عامل خود تمام بن علقمه را به جنگ او فرستاد ، او جماعتى از ياران حسين بن يحيى را اسير كرد و امير عبد الرحمان خود در سال 166 برفت و آن شهر را به جنگ بستد و حسين و بسيارى از مردم سرقسطه را به قتل آورد .
در سال 168 ، ابو الاسود محمد بن يوسف بن عبد الرحمان الفهرى در اندلس خروج كرد . عبد الرحمان در قسطلونه با او رو بر رو گرديد و منهزمش ساخت و بسيارى از يارانش را بكشت . بار ديگر در سال 169 با او مصاف داد و شكستش داد . ابو الاسود محمد بن - يوسف در سال 170 در قريهاى از اعمال طليطله به هلاكت رسيد . برادرش قاسم بن - يوسف به جايش نشست . امير عبد الرحمان با او نيز نبرد كرد و او را در محاصره افكند .
قاسم بى آنكه امان خواسته باشد نزد عبد الرحمان آمد او نيز فرمان قتلش را داد . امير عبد الرحمان الداخل در سال 172 پس از سى و سه سال امارت بمرد .
امارت هشام بن عبد الرحمان الداخل
چون عبد الرحمان الداخل هلاك شد پسر بزرگش سليمان بن عبد الرحمان والى طليطله بود و پسر ديگرش هشام بن عبد الرحمان كه ولىعهد او نيز بود بر مارده فرمان مىراند . پسر ديگرش عبد اللّه البلنسى [ 1 ] در قرطبه بود و او بود كه براى هشام بيعت گرفت و خبر مرگ پدر را به او داد . هشام بن عبد الرحمان به قرطبه آمد و زمام دولت به دست گرفت . برادرش سليمان به رشك آمد و در طليطله عصيان آشكار كرد . برادرش عبد اللّه نيز به دو پيوست . هشام كسانى را از پى عبد اللّه فرستاد تا او را بازپس گردانند ولى به دو نرسيدند .
هشام بن عبد الرحمان لشكر به طليطله برد و برادران را در محاصره گرفت . در اين احوال سليمان از سوى ديگر به قرطبه تاخت ولى به چيزى دست نيافت . هشام پسر خود عبد الملك [ 2 ] را از پى سليمان فرستاد . سليمان آهنگ مارده نمود ، عامل مارده به نبردش برخاست و منهزمش ساخت . [ چون هشام از محاصرهء طليطله به قرطبه باز گشت برادرش عبد اللّه ] بى آنكه امان خواسته باشد نزد او آمد و سر به فرمان فرود آورد و هشام گرامىاش داشت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : المسكين
[ ( 2 ) ] متن : عميد الملك .