آمدن عبد الرحمان الداخل به اندلس و تجديد دولتى در آن سرزمين
چون در مشرق بنى اميه را آن رسيد كه رسيد و بنى عباس خلافت را از آنان بستدند و از تخت فرمانروايى فرو افكندند و مروان بن محمد [ 1 ] آخرين خليفه بنى اميه در سال 132 كشته شد ، بنى عباس ، آل مروان را در هر جاى كه يافتند كشتند حتى در زير زمين هم به جستجويشان پرداختند .
يكى از بنى اميه كه توانست از مهلكه بگريزد ، عبد الرحمان بن معاوية بن هشام بن - عبد الملك بن مروان بود ، كه قوم او در مغرب به دو اميد سرورى داشتند و به سبب علاماتى كه در او مىديدند [ 2 ] او را بر مسلمة بن عبد الملك ترجيح مىدادند .
چون عبد الرحمان بن معاويه خود اين سخنان را شنيده بود همواره در آرزوى رفتن به مغرب بود اينكه بگريخت و خويشتن به مغرب افكند و بر خويشاوندان مادرى خود ، قبيله نفزه [ 3 ] فرود آمد . اينان از بربرهاى طرابلس بودند .
عبد الرحمان بن حبيب بن عقبه از آمدن او خبر يافت و اين عبد الرحمان پيش از اين دو پسر وليد بن عبد الملك را كه به افريقيه آمده بودند كشته بود .
عبد الرحمان بن معاويه به ميان قبايل مغيله و به قولى مكناسه در آمد . بعضى هم مىگويند به قبيلهء زناته پيوست . در هر حال او را به خوبى پذيرا آمدند و او در ميان قبايل بربر جايى مطمئن يافت . آنگاه به مليله رفت و بدر غلام خود را به نزد موالى و شيعيان مروانيان كه در اندلس بودند فرستاد . بدر با آنان به گفتگو پرداخت و آنان نيز به اندلس دعوتش كردند و به ترويج او كوشيدند .
اين وقايع مصادف ايامى بود كه ميان يمنيان و مضريان فتنه برخاسته بود . و يمنيان به دو گرايش يافتند . بدر باز گرديد و خبر بگفت و او در سال 138 در ايام خلافت ابو جعفر المنصور از درياى ميان مغرب و اندلس گذشت و در ساحل در منكب [ 4 ] فرود آمد .
جماعتى از مردم اشبيليه نزد او آمدند و بيعت كردند . سپس به ريه [ 5 ] درآمد . عامل آنجا عيسى بن مساور [ 6 ] با او بيعت نمود . آنگاه به شدونه بازگشت در آنجا غياث [ 7 ] بن علقمه اللخمى به او دست بيعت داد . سپس به مورور آمد و ابو الصباح يحيى بن يحيى با او
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عبد اللّه بن محمد بن مروان
[ ( 2 ) ] از زبان مردى يهودى شايع شده بود كه مردى قرشى به نام عبد الرحمان كه دو گيسو دارد ، بر اندلس غلبه خواهد يافت و او را چنين نشانى بود . ر ك . البيان المغرب . ج 2 . ص 41
[ ( 3 ) ] متن : نفره
[ ( 4 ) ] متن : سند .
[ ( 5 ) ] متن : رحب
[ ( 6 ) ] متن : مسور
[ ( 7 ) ] متن : عتاب .