بن عمر بن يحيى العلوى و محمد بن عبيد اللّه العلوى بودند . ميان ايشان و سپاهيان مصرى ياران ابن طغج كشمكش در گرفت ولى عراقيان پيروز شدند و به نام معز الدوله خطبه خواندند و چون از مكه بيرون آمدند بار ديگر ميان عراقيان و مصريان نبرد در گرفت كه اين بار هم عراقيان پيروز شدند . اين امر سبب شد كه خطيب مصرى مورد معاقبت قرار گيرد و به قولى او را به قتل رسانند و نيز همين امر سبب شد كه پسر بويه محمد بن عبيد اللّه هر ساله امير الحاج سازد .
چون سال 356 فرا رسيد با كاروان حاجيان عراق ابو احمد الموسوى كه نقيب طالبيين و پدر شريف الرضى بود بيامد تا با مردم حج بگزارد .
بنى سليم حاجيان مصر را تاراج كردند و اميرشان را كشتند . به نام بختيار بعد از مرگ پدرش معز الدوله خطبه خواندند و خلافت را المطيع للّه بر عهده داشت و امارت حج همچنان با ابو احمد الموسوى بود .
[ در سال 353 در مكه به نام احمد بن الحسن القرمطى خطبه خواندند . چون احمد كشته شد ميان ابو على حسن بن احمد القرمطى و جعفر بن فلاح الكتامى فتنه افتاد . ابو على حسن بن احمد بر المعز لدين اللّه بشوريد و سر از طاعت عبيديان بر تافت و به نام المطيع للّه عباسى خطبه خواند و شعار خويش سياه كرد و لشكر به دمشق برد و جعفر بن فلاح سردار علويان را بكشت و به نام المطيع للّه خطبه خواند . ] [ 1 ] آنگاه ميان ابو الحسن و جعفر فتنه افتاد و از دو سو خونها ريخته شد . المعز لدين اللّه - العلوى كس فرستاد تا ميان آن دو طرح صلح افكند و ديه كشتگان را نيز از وجه خراج بپرداخت . ابو الحسن در مصر هلاك شد و پس از او عيسى امارت يافت . پس از او در سال 384 ابو الفتوح حسن بن جعفر به امارت رسيد . سپس سپاهيان عضد الدوله برسيدند ابو الفتوح حسن بن جعفر به مدينه گريخت . چون العزيز باللّه در رمله از دنيا برفت و ميان فرزندان ابو طاهر و فرزندان احمد بن ابى سعيد خلاف افتاد ، از سوى الطائع للّه اميرى علوى به مكه آمد و او در مكه به نام الطائع للّه اقامهء خطبه نمود .
در سال 367 العزيز باللّه ، باديس بن زيرى صنهاجى برادر بلكين صاحب افريقيه را ، امير الحاج ساخت او بر حرمين مكه و مدينه استيلا يافت و به نام العزيز خطبه خواند .
عضد الدوله در اين سال در عراق سرگرم فتنهء بختيار پسر عم خود بود . در اين سال نيز كاروان حج عراق از راه بماند .
سال بعد ابو احمد الموسوى به نام عضد الدوله خطبه خواند و از آن پس خطبه به نام عباسيان منقطع شد و تا مدتها به نام عبيديان خلفاى مصر بود .
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب در متن سخت آشفته بود از روى فصل پيش اصلاح گرديد .