تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
كرد و ميان اين دو زمان قريب صد سال فاصله است . يعنى اين سليمان بن داود در سال 301 يعنى در ايام المقتدر بوده است . او از طاعت بنى العباس سر بر تافت و در هنگام حج خطبه خواند و گفت : « سپاس خدائى را كه حق را به جاى خويش باز آورد و گل ايمان را شكفته گردانيد و دعوت بهترين پيامبران را به دخترزادگانش كامل گردانيد نه به - عموزادگانش . درود خدا بر او و بر خاندان طاهرينش باد و به بركت او دست متجاوزان از ما كوتاه شد و دعوت خود را تا روز قيامت در ميان اعقاب خود قرار داد » . سپس چنين خواند :
لاطلبن بسيفى * ما كان للحق دينا واسطون بقوم * بغوا و جاروا علينا يعدون كل بلاد * من العراق علينا ( ؟ )
او را الزيدى لقب داده بودند بدان سبب كه به نحلهء زيدى از مذاهب اماميه نسبت داشت . قافلهء حجاج عراق همچنان به مكه مىرفت تا آنگاه كه ابو طاهر القرمطى در سال 312 در حركت آمد و ابو الهيجاء بن حمدان پدر سيف الدوله و جماعتى را كه با او بودند اسير نمود . و حاجيان را كشت و زنان و كودكان را در بيابان رها كرد تا هلاك شدند . از آن تاريخ قافلهء حاجيان از عراق منقطع شد به سبب تعرض قرمطيان . المقتدر باللّه در سال 317 ابو منصور الديلمى را كه از موالى او بود به مكه فرستاد . ابو طاهر القرمطى او را در روز ترويه در مكه بيافت . حاجيان را تاراج كرد و آنان را حتى در كعبه و حرم كشتار نمود و چاه زمزم را از كشتگان پر ساخت . حاجيان فرياد مىزدند : چرا كسانى را كه به خانهء خدا پناهنده شده‌اند مىكشيد و او مىگفت : كسانى كه اوامر و نواهى خدا را رعايت نكنند پناهندهء خدا نيستند و اين آيه مىخواند :
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ
[ 1 ] . ابو طاهر به نام عبيد اللّه المهدى صاحب افريقيه خطبه مىخواند . آنگاه حجر الاسود را از جاى كند و به احساء برد و نيز در خانه كعبه را بر كند و با خود ببرد . مردى خود را بالا كشيد تا ناودان را بكند ، بيفتاد و بمرد . گفت : رهايش كنيد كه آن ناودان بايد بماند تا صاحبش يعنى مهدى بيايد . چون عبيد اللّه المهدى از اعمال او خبر يافت نامه‌اى به او نوشت بدين مضمون : « از نامه‌هائى كه براى ما مىنويسى و از جرائمى كه به نام ما مرتكب شده‌اى چون شكستن حرمت خانهء خدا و كسانى كه بدان پناه برده بودند ، در اماكنى كه حتى در عصر
هامش
[ ( 1 ) ] آيه 33 از سورهء مائده .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 141 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى