هايشان را ويران نمود . [ الملك ] الظاهر نيز پس از آن قلعههايى را كه در شام داشتند ويران نمود و باقى را به فرمان آورد . چنان كه مصيات [ 1 ] و جز آن هم در طاعت او قرار گرفت ، مگر گروههاى افراطى از ايشان كه ملوك آنان را براى كشتن دشمنان خويش به خدمت مىگرفتند . اينان را فدائى مىگفتند زيرا فديه جان خويش را مىگرفتند و دل بر مرگ مىنهادند و از پى مقاصد كسانى كه ايشان را به كار مىگرفتند مىرفتند . و اللّه وارث الارض و من عليها .
خبر از دولت بنى الاخيضر در يمامه به وسيلهء بنى حسن
موسى بن عبد اللّه بن الحسن المثنى بن الحسن السبط را ، بدان هنگام كه برادرانش محمد و ابراهيم پنهان گرديدند ، ابو جعفر المنصور فرا خواند و فراريان را از او خواستار گرديد . او نيز ضمانت كرد كه احضارشان كند . موسى بن عبد اللّه خود نيز پنهان شد و چون منصور بر او دست يافت هزار تازيانهاش زد . چون برادرش محمد المهدى در مدينه كشته شد موسى نيز روى در پردهء اختفا كشيد و همچنان پنهان مىزيست تا مرگش فرا رسيد . از - نبيرگان او اسماعيل و برادر اسماعيل محمد الاخيضر بودند . اينان پسران يوسف بن ابراهيم - بن موسى بن عبد اللّه بودند . اسماعيل كه السفاك لقب گرفت در سال 251 در ميان اعراب حجاز خروج كرد و آهنگ مكه نمود . عامل مكه جعفر به شاشات [ 2 ] گريخت . اسماعيل منازل او و منازل اصحاب سلطان را تاراج كرد و جماعتى از سپاهيان و مردم مكه را به قتل رسانيد .
و هر چه از اموال جهت اصلاح امور آمده بود و هر چه در مكه بود از خزائن زر و سيم برگرفت و جامهء كعبه را بكند و قريب به دويست هزار دينار از مردم بستد . سپس همهء مكه را غارت كرد و بخشى از آن را آتش زد و پنجاه روز در آنجا بماند . سپس به مدينه رفت .
عامل مدينه نيز بگريخت و او شهر را محاصره كرد تا جمعى مردم از گرسنگى مردند و كسى در مسجد رسوم خدا ( ص ) نماز نگزارد . آنگاه سپاه المعتز باللّه به مدينه رسيد و شهر را از محاصره برهانيد و او دوباره به مكه بازگشت و آنجا را محاصره نمود تا مردم در رنج گرسنگى افتادند .
پس از دو ماه از مكه به جده رفت و اموال بازرگانان و هر چه در كشتيهايشان بود بگرفت و به مكه باز گرديد .
محمد بن احمد بن عيسى بن المنصور و عيسى بن محمد المخزومى را المعتز باللّه به جنگ او فرستاد . در عرفه ميانشان نبرد افتاد . قريب به هزار تن از حاجيان كشته شدند و اموال مردم به غارت رفت و مردم به مكه گريختند وقوف در عرفات در آن سال باطل شد .
اسماعيل و يارانش در عرفه وقوف كردند و او بنام خود خطبه خواند . سپس به جده بازگشت و بار ديگر آنجا را تاراج كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : مصياف
[ ( 2 ) ] متن : سباسات .