باشند . [ ولى تاج الملوك از اين توطئه خبر يافت و مزدغانى را نزد خود خواند و بكشت و سرش بر در قلعه بياويخت و ندا داد كه اسماعيليه را قتل عام كنند . شش هزار تن از ايشان طعمه تيغ گرديد ] [ 1 ] . چون خبر به اسماعيل والى بانياس رسيد ، ترسيد كه مبادا مردم بر او و يارانش بشورند و ايشان را بكشند . اين بود كه بانياس را به فرنگان داد و خود و يارانش به بلاد ايشان رفتند . اين واقعه در سال 524 اتفاق افتاد .
اسماعيليه را در اين نواحى قلعههايى چند بود به هم پيوسته . بزرگترين قلعهها ، قلعهء مصيات [ 2 ] بود . صلاح الدين پادشاه شام در سال 572 بيامد و مصيات را محاصره كرد . سنان رئيس اسماعيليه نزد شهاب الدين الحارمى [ 3 ] دايى صلاح الدين كس فرستاد و در نهان تهديد كرد و از او خواست كه از صلاح الدين بخواهد با ايشان عقد صلح بندد . او نيز نزد صلاح الدين رفت و به پايمردى برقرار گريد و صلاح الدين از آنجا برفت .
بقيهء خبر از قلعههاى اسماعيليه در عراق
از زمان احمد بن عطاش و حسن بن الصباح همواره قلعههاى اين اسماعيليان آشيانهء اين گمراهى و مركز اين خبيثان بود . حسن بن الصباح را در اين مذهب مقالاتى است سراپا غلو و آميخته با كفر . اسماعيليان آنها را « المقالات الجديدة » مىگويند و جز جمعى از غاليان ايشان كس آنها را نمىپذيرد . شهرستانى در كتاب « الملل و النحل » آنها را آورده است ، اگر آگاهى خواهى بدان رجوع كن .
چون دست به كارهاى زيان آور زدند و بسيارى را به قتل رسانيدند ، پادشاهان آهنگ جهادشان نمودند . آنگاه كه سلجوقيان پراكنده شدند و ايتغمش در رى و همدان فرمانروائى يافت ، در سال 603 به سوى قلعههاى ايشان كه در همسايگى قزوين بود لشرك برد و آنها را محاصره نمود و پنج قلعه را بگشود . سپس آهنگ قلعهء الموت نمود ولى حوادثى پيش آمد كه او را از اين كار باز داشت .
جلال الدين منكبرنى پسر علاء الدين محمد خوارزمشاه آنگاه كه از هند باز - مىگشت و آذربايجان و ارمينيه را گرفت به سوى ايشان لشكر كشيد . ايشان نيز چند تن از امراى او را به شيوهء خويش به قتل رسانيدند . جلال الدين نواحى الموت را زير پى نورديد و قلعههايى را كه در خراسان داشتند خراب كرد و تاراج نمود . نبرد ميان جلال الدين و اسماعيليان از ابتداى ظهور تتر آغاز شد و يكى از اين نبردها در سال 624 بود .
چون تتر را آن فتوحات ميسر شد در سال 656 هلاكو از بغداد روان شد و قلعه -
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از اين اثير است . حوادث سال 523
[ ( 2 ) ] متن : مصياف .
[ ( 3 ) ] متن : الحادى .