تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

خبر از اسماعيليه صاحب قلعه‌ها در عراق و ايران و شام و سرگذشت آنها

اين مذهب همان مذهب قرمطيان است و قرمطيان از غلاة رافضيانند . و چنان كه ديديم همواره دستخوش پريشانى و اختلاف بوده است و پيروان آن در انحاء عراق و خراسان و فارس و شام بودند و بر حسب اختلاف در زمان و مكان نامهاى گوناگون داشته است . نخست قرمطيان خوانده مىشدند . در عراق آنان را باطنى و سپس اسماعيلى مىگفتند . آنگاه نزاريه ناميدند . و اين عنوان از زمانى به اين فرقه داده شده است كه المستنصر باللّه [ 1 ] علوى پسر خود نزار را جانشين خود ساخت ولى طرفداران المستعلى پيروان او را در مصر كشتند و با او بيعت ننمودند . حسن بن الصباح از اين فرقهء اسماعيليه بود . او خلفاى مصر را پس از المستنصر باللّه به امامت قبول نداشت از اين رو اصحاب او را نزاريه گويند . كيش اسماعيلى پس از در گذشت زكرويه و بر افتادن جانشينان او همچنان در اقطار ديگر پا بر جاى بود و پيروان آن در نگهداشت آن مىكوشيدند و چون به هنگام دعوت اسرار آن را مكتوم مىداشتند آنان را باطنيه مىخواندند . مخالفانشان در همه جا به آزارشان پرداختند ، زيرا اينان نيز معتقد بودند كه بايد خون مخالفان را ريخت و بدين باور مردم را مىكشتند و براى اين منظور كسانى در خانه‌ها كمين مىكردند و به اجراى مقاصد خود مىپرداختند . در ايام سلطان ملكشاه بدان هنگام كه فرمانروائى را اقوام غير عرب چون ديلميان و سلجوقيان از خلفا گرفته بودند و خلفا را ياراى آن نبود كه مبانى امامت خويش را استوارى بخشند و فتنه‌ها و آشوبها را از خويش دور دارند ، اين مذهب رشد و گسترش يافت . مثلا جماعتى از ايشان در ساوه از نواحى همدان گرد آمدند و به شيوهء خويش نماز عيد خواندند و شحنه شهر آنان را در بند كرد ولى آزاد نمود . اسماعيليان سپس به تصرف قلعه‌ها پرداختند . نخستين قلعه‌اى را كه تصرف كردند قلعه‌اى بود در حدود فارس كه صاحب آن قلعه نيز همكيش آنان بود . اسماعيليان همه در آن قلعه نزد او گرد آمدند و در آنجا راهگذران را از جاده مىربودند و مردم آن نواحى از ايشان رنج بسيار ديدند . آنگاه به قلعهء شاهدژ [ 2 ] در اصفهان دست يافتند . اين قلعه را سلطان ملكشاه بنا كرده بود و در آنجا عاملى نهاده بود . احمد بن - عبد الملك بن عطاش [ 3 ] كه پدرش از سران باطنيه بود و حسن بن الصباح و ديگران از او اين مذهب را آموخته بودند ، به صاحب آن قلعه پيوست . احمد در ميان باطنيان مردى بزرگ بود . زيرا پدرش عبد الملك را مقامى ارجمند بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : المستضيء [ ( 2 ) ] متن : شاه در [ ( 3 ) ] متن : احمد بن غطاش .