شام گرفته بودند باز پس گرفت و سپاه مصر به مصر باز گرديد . المعز لدين اللّه پسر خود عبد اللّه را به جنگ او فرستاد . دو سپاه در بلبيس به هم رسيدند در اين نبرد اعصم شكست خورد و بسيارى از يارانش كشته شدند . چنان كه سه هزار تن از يارانش را از دست بداد . اعصم به احساء باز گشت .
المعز لدين اللّه بنى الجراح از قبيلهء طيئ را بنواخت و بر كشيد و به يارى ايشان هر چه قرمطيان از شام گرفته بودند ، پس از جنگها و محاصرهها ، از ايشان بستد .
المعز لدين اللّه در سال 365 بمرد ، اعصم پس از مرگ او طمع در بلاد شام كرد .
الپتكين [ 1 ] ترك از موالى معز الدولة بن بويه ، چون بر بختيار عاصى شد و از او منهزم گرديد به دمشق آمد . در آن ايام اوضاع دمشق آشفته بود ، دمشقيان او را بر خود امير ساختند . الپتكين با المعز لدين اللّه مدارا كرد تا بمرد آنگاه با پسرش العزيز باللّه دم مخالفت زد . العزيز باللّه جوهر سردار خود را با سپاهى به جنگ او فرستاد . الپتكين از اعصم يارى طلبيد . اعصم به شام آمد و پس از نبردى رمله را از جوهر بگرفت . در اين احوال العزيز باللّه با سپاهى بيامد ، الپتكين را بگرفت و اعصم به طبريه گريخت و از آنجا به احساء رفت .
قرمطيان احساء از بيعت اعصم با بنى عباس ناخشنودى نمودند و چنان نهادند كه حكومت را از خاندان ابو سعيد الجنابى باز ستانند . دو تن از ايشان در اين امر پيش قدم شدند :
جعفر و اسحاق . فرزندان ابو سعيد به جزيرهء اوال رفتند ، فرزندان ابو طاهر پيش از اين در آنجا بودند ، هر كس از فرزندان و پيروان احمد بن ابى سعيد كه بر ايشان در مىآمد او را مىكشتند .
جعفر و اسحاق زمام امور قرمطيان را به دست گرفتند و بار ديگر به دعوت علويان باز گشتند و با آل بويه جنگ آغاز كردند و در سال 364 به كوفه رفتند و آن را در تصرف آوردند . صمصام الدولة بن بويه سپاهى به مقابله فرستاد . قرمطيان منهزم شدند و تا فرات باز پس نشستند و جمعى از ايشان كشته شد . آنگاه تا قادسيه تعقيبشان كردند .
ميان جعفر و اسحاق بر سر رياست قوم اختلاف افتاد و اين اختلاف سبب تلاشى دعوتشان گرديد . و بدان انجاميد كه اصفر [ 2 ] بن ابى الحسن الثعلبى در سال 378 [ 3 ] بر آنان - استيلا جويد و احساء را از ايشان بستاند و دولتشان از ميان برود .
ذكر اعرابى كه پس از قرمطيان بر بحرين غلبه يافتند
در اعمال بحرين جماعتى از اعراب بودند كه همواره قرمطيان براى مقابله با دشمنان خود از آنان يارى مىجستند و در جنگها از آنان مدد مىخواستند . گاه نيز با آنان زد و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : افتكين
[ ( 2 ) ] متن : اصغر
[ ( 3 ) ] متن : 398 .