داد و دو هزار مرد جنگجو به او سپرد و به بصره فرستاد تا نبرد جنابى را بسيج كند . او نيز - سپاهى گرد آورد و با جنابى رو بر رو شد . چون جنگ آغاز شد ، اعراب بنى ضبه كه با عباس آمده بودند از او جدا شدند . عباس به ناچار شكست خورد و ابو سعيد جنابى او را اسير كرد و لشكرگاهش را در تصرف آورد و اسيران را به آتش بسوخت ولى بر او منت نهاد و آزادش كرد . او نيز به ابله رفت و از ابله به بغداد شد . ابو سعيد به هجر رفت و آنجا را بگرفت و مردمش را امان داد . مردم بصره به سبب اين شكست پريشان خاطر شدند و قصد آن كردند كه شهر بگذارند و بروند ولى واثقى آنان را منع كرد .
ابو سعيد پسر بزرگ خود ابو القاسم سعيد را جانشين خود ساخت ولى او در كار ناتوان بود . برادر كوچكش ابو طاهر سليمان [ 1 ] بر او بشوريد و او را بكشت و زمام كار قرمطيان را به دست گرفت و عقدانيه با او بيعت كردند . نامهاى از عبيد اللّه المهدى به دستش رسيد و از سوى او امارت يافت . در سال 301 ابو القاسم القائم بامر اللّه لشكر به مصر برد و ابو طاهر القرمطى را به نزد خود خواند ولى پيش از رسيدن ابو طاهر مونس الخادم از سوى مقتدر ، لشكر بر سر او برد و او را منهزم ساخته به مهديه باز گردانيد . ابو طاهر در سال 307 به بصره لشكر برد و در آنجا قتل و تاراج كرد و بازگشت . مردم بغداد را وحشت بگرفت . المقتدر باللّه فرمان داد هر جا در باروى شهر كه رخنهاى يافتند بگرفتند . ابو طاهر در سال 311 راه بر حاجيان بگرفت و جمعى كثير از آنان را بكشت . حتى سردارانى را كه از سوى خليفه همراه آنان بودند نيز بكشت و اميرشان ابو الهيجاء [ 2 ] بن حمدون را اسير كرد .
زنان و كودكان را نيز با خود ببرد و باقى را در بيابان رها كرد تا همه هلاك شدند .
ابو طاهر در سال 314 در عراق خروج كرد و در ناحيهء سواد آشوب بر پا نمود و به كوفه داخل گرديد و بيش از بصره قتل و غارت كرد . و در همان سال ميان عقدانيه و مردم بحرين اختلافى پديد آمد ، پس ابو طاهر بيرون آمد و شهر احساء را بنا كرد و آنجا را مؤمنيه خواند ولى همواره به احساء معروف بود . در آنجا براى خود قصرى ساخت و براى اصحابش در اطراف قصر خود بناهايى بر آورد . در سال 315 بر عمان مستولى شد . والى عمان از راه دريا به فارس گريخت . در سال 316 به ناحيهء فرات لشكر برد و در شهرهاى آن كشتار و تاراج نمود .
خليفه المقتدر ، يوسف بن ابى الساج را از آذربايجان فرا خواند و امارت واسط داد ، سپس به جنگ ابو طاهر فرستاد . در بيرون شهر كوفه ميان او و ابو طاهر جنگ واقع شد .
ابو طاهر يوسف را منهزم نمود و اسيرش كرد . و در بغداد شايعات بسيار شد . ابو طاهر به انبار رفت . لشكرى از بغداد بيرون آمد تا از شهر دفاع كند . اين لشكر به سردارى مونس -
هامش
[ ( 1 ) ] متن : الظاهر سليمان
[ ( 2 ) ] متن : ابو النجاء .