او بر بسيارى از شهرهاى يمن استيلا يافت و قصد صنعاء نمود . ابن يعفر از آنجا بگريخت .
على بن زكرويه آنجا را تاراج كرد ولى از صعده كناره جست زيرا ميان مردم صعده و علويان [ مصر ] معاهده بود . نيز با بنى زياد در آويخت . على در يكى از نواحى يمن بمرد .
در خلال اين احوال پدرش زكرويه نزد بنى عليص [ 1 ] كس فرستاد . اينان اكنون در سماوه مكان داشتند . او يكى از اصحاب خود به نام عبد اللّه بن سعيد را كه ابو غانم كنيه داشت نزد آنان فرستاد و نامهاى به او داد حاكى از اينكه به او وحى شده كه صاحب الشامه و برادرش الشيخ هر دو مىآيند و امام او بعد از آمدن آن دو ظهور مىكند و جهان را پر از عدل و داد مىنمايد . ابو غانم به ميان احياء عرب مىگشت تا جماعتى از قبيلهء كلب به او پيوست و او عازم شام شد . شهرهاى بصرى و اذرعات را درنورديد و با دمشق به نبرد پرداخت . عامل دمشق در اين روزها احمد بن كيغلغ بود كه از دمشق به مصر رفته بود تا فتنهء خلنجى [ 2 ] از پيروان بنى طولون را فرونشاند . كيغلغ سردار سپاه المكتفى باللّه بود . ابو غانم با جانشينان او در دمشق نبرد كرد و آنان را منهزم نمود و چند تن از سران را نيز بكشت و از آنجا به اردن رفت و عامل اردن را به قتل آورد و به طبريه رفت و شهر - را تاراج نمود . المكتفى باللّه حسين بن حمدان را با سپاهى به نبرد او فرستاد . ابو غانم به سماوه گريخت و به هنگام فرار چاههاى آب و هر آب ديگرى كه بود به خاك بينباشت . سپاه حسين بن حمدان همچنان در پى ايشان بود تا از تشنگى به رنج افتادند . حسين بن حمدان ايشان را به رحبه آورد . بعضى گويند كه افراد قبيلهء كلب خود ابو غانم را بگرفتند و بكشتند و جمعيتش پراكنده گشت . اين واقعه در سال 293 اتفاق افتاد .
آشكار شدن زكرويه و كشته شدن او
قرمطيان گرد زكرويه جمع شدند و او را از چاه بيرون آوردند . بيست سال بود كه در آن چاه مىزيست . داعيان قرمطى نزد او آمدند زكرويه ، قاسم بن احمد بن على را بر آنان رياست داد و حقوق و منتى را كه بر آنها داشت به يادشان آورد و گفت هدايت يافتن شما در امتثال فرمان او است . و به شهادت اين دعوى آياتى چند از قرآن آورد كه معنى آن را با رمز و تاويل بيان مىداشت . زكرويه همچنان در پرده اختفا مىزيست . آنان او را السيد مىخواندند ولى او را نمىديدند . در اين احوال قاسم همچنان عهده دار امور او بود .
المكتفى سپاهى ديگر فرستاد . قرمطيان در ناحيهء سواد آن سپاه درهم شكستند و - لشگرگاهشان را به غارت بردند . آنگاه برفتند تا راه بر حجاج ببندند . پس به صوان رفتند و واقصه را محاصره نمودند ولى مردم در برابرشان مقاومت كردند . قرمطيان چاههاى آب را
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بنى قليص
[ ( 2 ) ] متن : خليجى .