نمود . بعضى گويند به صرخد رفت و والى صرخد ، امين الدوله كمشتكين [ 1 ] او را اكرام نمود . رضوان مدتى نزد او بماند سپس در سال 534 به مصر باز گرديد . سپاهى همراه او بود . نزديك باب النصر [ 2 ] با مصريان به زدوخورد پرداخت و آنان را شكست داد ولى يارانش از گردش پراكنده شدند و مىخواستند به شام باز گردند . پس الحافظ ، امير بن - مصال را به سوى او فرستاد . ابن مصال او را بياورد و خليفه او را در قصر خود حبس كرد .
تا سال 543 در زندان بماند ، سپس نقب زد و از زندان بگريخت و به جيزه رفت . مغربيان و جز ايشان گردش را گرفتند و با او به قاهره آمدند . در نزديكى جامع ابن طولون سپاه خليفه را در هم شكست و به قاهره داخل شد و در كنار جامع الاقمر فرود آمد . آنگاه نزد الحافظ كس فرستاد و از او مال طلبيد تا ميان سپاه خود تقسيم كند . او نيز بر طبق سنتى كه داشتند - يعنى وزير را كمتر از بيست هزار دينار نمىدادند - بيست هزار دينار بفرستاد . و - پيوسته بيست هزار ، بيست هزار طلب مىداشت . در خلال اين احوال حافظ جمع كثيرى از سياهان را به قتل او مأمور كرد . اينان بر او حمله آوردند و سرش را ببريدند و نزد او آوردند .
الحافظ لدين اللّه همچنان به خلافت خود ادامه مىداد و كارهاى دولت را خود به - دست گرفته بود و مسند وزارت خالى افتاده بود و تا بود اين مقام را به كس تفويض ننمود .
خلافت الظافر بامر اللّه
در سال 544 الحافظ لدين اللّه عبد المجيد [ 3 ] بن الامير ابى القاسم احمد بن المستنصر - باللّه العلوى ، پس از نوزده سال و نيم خلافت وفات كرد . از ابو العاليه روايت كردهاند كه گفت عمر او هفتاد و هفت سال بود . او براى خود وزير برنگزيد . چون بمرد پسرش ابو - منصور اسماعيل كه او را به هنگام حيات ولايت عهدى داده بود به جايش نشست و الظافر باللّه لقب يافت .
وزارت ابن مصال سپس ابن السلار
چون الحافظ لدين اللّه پسر خود اسماعيل را به ولايت عهدى برگزيد او را سفارش كرد كه ابن مصال را به وزارت خود برگزيند . او نيز ابن مصال را وزير خود گردانيد و او چهل روز در آن شغل ببود . على بن السلار از وزارت ابن مصال خشنود نبود ، پس با عباس بن ابو الفتوح آهنگ عزل او نمود . عباس پسرخواندهء على بود و نياى عباس به نام يحيى بن تميم بن المعز بن باديس الصنهاجى پدر او ابو الفتوح بن يحيى را از مهديه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كمستكين
[ ( 2 ) ] متن : باب القصر
[ ( 3 ) ] متن : الحميد .