عباس بن الفتوح هر چه در قصر از اموال و ذخائر بود و به شمار نمىآمد با خود ببرد .
كودك به هنگامى كه از قصر بيرون مىرفت چشمش به كشتگان افتاد ، از ديدن آنها دلش برميد و در همه عمر دچار صرع گرديد .
وزارت الملك الصالح [ طلائع ] بن رزيك
چون الظافر باللّه و برادرانش چنان كه گفتيم كشته شدند ، زنان از قصر خلافت به طلائع بن رزيك نامه نوشتند و ماجرى باز گفتند . او والى اشمونين و بهنسا [ 1 ] بود . نيز به او خبر رسيد كه مردم به سبب اين فاجعه از عباس برميدهاند . اين رزيك آهنگ قاهره نمود .
سوگوارى را جامهء سياه پوشيد و موهايى كه زنان در عزاى خليفه بريده و برايش فرستاده بودند ، بر نيزهها كرد .
چون از دريا گذشت ، عباس و پسرش از مصر بيرون رفتند و اموال و سلاح بى شمارى را كه همه را در ايام وزارت خويش گرد آورده بود با خود ببرد . دوستشان اسامة بن منقذ نيز با آنان همراه بود . فرنگان راه بر آنان گرفتند . در نبردى عباس كشته شد و پسرش به اسارت افتاد . اما اسامة بن منقذ برهيد و خود را به شام رسانيد . طلائع بن رزيك در ربيع - الاول سال 549 [ 2 ] به قاهره وارد شد و پياده به قصر آمد . سپس به خانهء عباس رفت و خادمى كه به هنگام كشته شدن الظافر باللّه شاهد ماجرى بود نيز با او همراه بود .
پيكر او را از زير خاك بيرون آورد و در كنار پدرانش به خاك سپرد . الفائز بر او خلعت وزارت پوشيد و او را « الصالح » لقب داد . ابن رزيك شيعهء امامى بود و كاتب و اديب ، زمام امور كشور به دست گرفت و به گرد آوردن خراج و نظر در امور ولايات پرداخت .
اوحد بن تميم از خويشاوندان عباس ، والى تنيس بود ، چون از كار خويشاوند خود عباس خبر يافت ، هر چه بود گرد آورده عازم قاهره شد ولى ابن رزيك بر او پيشى گرفت . و چون بر مسند وزارت استقرار يافت او را بار ديگر امارت تنيس و دمياط داد . آنگاه فديهء نصر بن - عباس را كه اسير فرنگ بود بپرداخت و آزادش كرد . چون او را به قاهره آوردند ، بكشت و پيكر او را بر باب زويله بردار كرد . سپس در اهل دولت نگريست كه مزاحم او بودند .
رتبهء هيچ يك فرا تر از تاج الملوك قايماز و ابن غالب نبود . سپاهيان را از پى آنها فرستاد . آن دو بگريختند ، فرمان داد خانههايشان را غارت كردند . با ديگر بزرگان و امراء نيز چنين كرد تا هر يك به سوئى گريختند و ميدان براى او خالى ماند . آنگاه بر قصر خلافت از سوى خود نگهبانان و حاجبان گماشت . چنان كه تحمل او بر اهل حرم دشوار آمد و عمهء الفائز نقشه قتل او را كشيد و بدين منظور اموالى نيز پخش كرد . چون از اين امر خبر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بهنسه
[ ( 2 ) ] متن : 559 .