تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
اسماعيل بن القائم بامر اللّه محمد بن المهدى ابى محمد عبيد اللّه العبيدى ] به جايش نشست نزار تا روز عيد قربان آن سال مرگ پدر ار از مردم پنهان داشت . چون نماز عيد به جاى آورد در خطبهء آن خلافت خود را اعلام نمود و فقدان پدر تعزيت گفت . يعقوب بن كلس وزير پدر را همچنان به وزارت باقى گذاشت و يوسف بلكين بن زيرى را به امارت افريقيه و طرابلس و سرت فرستاد و اجدابيه [ 1 ] را كه قلمرو عبد اللّه بن يخلف الكتامى بود بدان در افزود . مردم مكه و مدينه در موسم به نام پدرش المعز لدين اللّه خطبه مىخواندند ، نه به نام او . اين بود كه سپاهى به حجار روانه نمود و گفت مكه و مدينه را در محاصره گيرند و مردم را در تنگنا افكنند تا به نام او خطبه كنند . پس در مكه به نام او خطبه كردند . امير مكه عيسى بن جعفر بود . و امير مدينه طاهر بن مسلم بود . او در اين سال بمرد و پسرش حسن و برادرزاده‌اش جاى او بگرفتند .

بقيهء اخبار الپتكين

چون المعز لدين اللّه بمرد و پسرش العزيز باللّه به جايش نشست ، الپتكين برخاست و آهنگ بلاد او در ساحل شام نمود . نخست به صيدا تاخت و آنجا را در محاصره گرفت . ابن الشيخ امارت صيدا داشت و جمعى از سران مغربيان نيز با او بودند و نيز ظالم بن - موهوب العقيلى در آنجا بود اينان به مقابله بيرون آمدند . نخست ظالم بن موهوب پيروز شد ولى الپتكين پس از اندك تزلزلى بازگشت و چهار هزار تن را بكشت . از آنجا عازم عكا [ 2 ] شد و از آنجا به طبريه رفت و چنان كرد كه در صيدا كرده بود و بازگشت . العزيز باللّه با وزير خود يعقوب بن كلس در اين باب مشورت كرد ، او اشارت به جوهر الكاتب نمود . العزيز باللّه جوهر را بسيج كرد و بفرستاد . چون الپتكين اين خبر بشنيد تا مردم دمشق را بيازمايد چنان نمود كه مىخواهد از آنجا برود . مردم دمشق نا خشنودى نمودند و خواستار اقامتش شدند و همه دل بر مرگ نهادند . الپتكين سوگندشان داد و سوگند خوردند . جوهر در ماه ذى القعدهء سال 365 به دمشق رسيد و شهر را در محاصره گرفت . محاصره دو ماه مدت گرفت و هر روز سخت‌تر مىشد . الپتكين به اعصم ملك قرامطه نامه نوشت و از او يارى خواست . قرمطى از احساء بيامد . از مردان شام و اعراب بدوى قريب به پنجاه هزار بر او گرد آمدند . اينان در رمله به جوهر رسيدند و آب را به روى او بستند . جوهر از آنجا به عسقلان رفت در آنجا نيز محاصره‌اش كردند تا از سختى به جان آمد . جوهر چند تن از مغربيان را نزد الپتكين فرستاد و او را وعده‌هاى نيك داد و قرمطى او را منع مىنمود .
هامش
[ ( 1 ) ] جرأبيه [ ( 2 ) ] عكه .