نمىآيند و از شفاعت او در طلب مغفرت استفاده نميكنند .
بلكه همان علت غائى و واسطه فيض بودن خاصان و مقربان درگاه احديت ، مانند محمد و آل ( ع ) از مصاديق شفاعت در عالم تكوين ، و ارشاد و هدايت مردم بطرق خير و سعادت و زجر و منع آنان از سبل شقاوت و ضلالت از مصاديق آن در عالم تشريع ، بلكه مصداق اتم و اكمل آنست ، زيرا مصاديق ديگر شفاعت تابع اين مصداق است چنانچه عبارات زيارت جامعه دلالت بر اين معنى دارد .
مقام دوم در اثبات شفاعت :
اصل شفاعت از ضروريات مذهب شيعه ، و آيات و اخبار بسيار بر ثبوت آن قائم است از آن جمله :
1 - آيه شريفه
« يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا »
« 1 » ( در اين روز نفع نمىبخشد شفاعت مگر كسى را كه خداوند رحمن شفاعت او را اذن دهد و براى او سخن شفيع را پسندد ) .
2 -
« لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى »
« 2 » ( سود نمىبخشد شفاعت آن ملائكه چيزى را مگر بعد از آنكه خدا اذن دهد براى كسى كه بخواهد و بپسندد ) .
3 -
« لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ »
« 3 » ( و سود نبخشد شفاعت نزد خدا مگر براى كسى كه خداوند شفاعت كردن او را دستور داده باشد ) .
4 -
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
« 4 » ( و شفاعت نميكنند اين فرشتگان مگر براى كسى كه خدا پسندد ) .
5 -
« وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ
هامش
( 1 ) سوره طه آيه 106
( 2 ) سوره النجم آيه 26
( 3 ) سوره سبأ آيه 22
( 4 ) سوره انبياء آيه 29