ما نيست و بشفاعت ما نميرسد .
و بعضى منكر اصل شفاعت شده و بظواهر بعضى از آيات قرآنى متمسك گرديدهاند از آن جمله .
( 1 )
« وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ »
« 1 » ( بترسيد از روزى كه جزاء داده نشود كسى از كس ديگر چيزى را و شفاعتى از آن پذيرفته نگردد و فدا و عوض گرفته نشود و ايشان يارى كرده نشوند ) .
( 2 )
« مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ »
« 2 » ( پيش از آنكه بيايد روزى كه خريدوفروش و دوستى و شفاعت در آن نباشد ) .
( 3 ) آيه شريفه
« ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ »
« 3 » ( براى ستمكاران خويش مشفق و شفيع مطاعى نباشد ) .
( 4 ) و آيه شريفه
« وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ »
« 4 » ( براى ستمكاران يارى كنندهء نباشد ) .
( 5 ) و آيه مباركه
« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ »
« 5 » ( شفاعت شفاعت كنندگان كافران را سود ندهد ) .
( 6 ) و آيه مباركه
« لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
« 6 » .
و اما جواب ، اولا - اين آيات ظواهرش معارض با ادله گذشته است لذا بايد رفع يد از ظاهر آنها نمود و ثانيا - اين آيات دلالت بر نفى مطلق ندارد ، زيرا ممكن است مراد از نفى شفاعت در آيه اول و دوم نفى شفاعت بدون اذن و ارتضاء باشد ، و عدم نفع آن در آيه سوم و چهارم اختصاص بظالمين دارد و ظاهرا مراد از ظالم ، ظالم به غير است و تعميم ظالم ، به ظالم بنفس خلاف ظاهر و
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 45
( 2 ) سوره بقره آيه 255
( 3 ) سوره مؤمن آيه 19
( 4 ) سوره مائده آيه 76
( 5 ) سوره مدثر آيه 47
( 6 ) سوره انبياء آيه 28