بر او صادق است و نميتوان اعمال او را در صورتى كه داراى شرايط صحت باشد ) مردود دانست .
و هرگاه گفته شود از بسيارى آيات قرآن بقرينه عطف استفاده مىشود كه ايمان باتقوا مغايرت دارد - يعنى - ايمان و تقوى دو چيز است ، چنانچه آيه شريفه كه در صدر اين عنوان متذكر شديم مشعر به اين مطلب مىباشد ، زيرا ميفرمايد :
« رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ »
« 1 » كه رحمت را به كسانى كه داراى تقوى و ايمانند اختصاص داده و اگر متقى عبارت از مؤمن بود احتياج بعطف « و الذين هم بآياتنا يؤمنون » نبود ، زيرا عنوان اول « متقى » شامل عنوان ثانى « مؤمن » نيز بود .
جواب گوئيم اولا - ممكن است از تقوى در آيه مزبور و نحو آن مرتبه بالاتر از درجه اولى تقوى ، و از ايمان درجه اولى آن مراد باشد و رحمت براى هر دو دسته نوشته شود .
و ثانيا - ممكن است عطف ، عطف تفسيرى و جمله دوم مبين جمله اولى باشد .
و ثانيا - بر فرض تسليم ، چنانچه گفتهاند اثبات شىء نفى ما عدا را نميكند ، لذا ممكن است رحمت براى اينها نوشته شود و براى غير اينها نيز مكتوب گردد .
بالجمله در اينكه مؤمن هر چند معصيتكار باشد قابليت رحمت دارد سخنى نيست زيرا از ضروريات مذهب و مستفاد از آيات و اخبار است ، ولى بايد ملتفت و متوجه بود كه هر معصيتى كه از انسان صادر مىشود بمنزلهء تيشهء است كه برداشته و ريشهء ايمان را از دل بر مىكند و چه بسا خوض در معصيت كه موجب زوال و اضمحلال ايمان گرديده و چه بسا اشخاص معصيتكار كه از رشته ايمان خارج شدهاند .
بنابراين شخص مؤمن بايد با منتهاى سعى و كوشش در انجام وظائف الهى
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 155