و بر طبق اين بيان ممكن است مؤيدات و شواهدى از آيات آورد مثل آيه شريفه
« يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ »
« 1 » و آيه شريفه
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ »
« 2 » و آيهء كه در وصف اهل بهشت است
« لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً »
« 3 » و آيهء شريفه
« إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
« 4 » و غير ذلك از شواهد ديگر .
مقصد دوم : در اينكه بهشت و دوزخ جسمانى است
و آنچه در آنها از حور و قصور و فواكه و اطعمه و اشربه ، يا آتش و غل و زنجير و زقوم و شراب حميم و غيره مىباشد همه جسمانى است و اين مطلب از ضروريات دين و مطابق نصوص و ظواهر آيات و اخبار است و ما در امر ششم از مقدمه در اثبات جسمانى بودن معاد اين را مبرهن نموديم ، تكرار ضرورت ندارد .
مقصد سوم در اوصاف بهشت و نعم و لذات آن :
و اين مقصد را در ذيل چند امر بيان مينمائيم :
1 - بيان اوصاف بهشت و درك لذات آن از تحت قدرت بشر و حيطه فكر او خارج است ، زيرا تا آدمى در تنگناى عالم دنيا گرفتار و محبوس ، و گاهى بلذائذ خيالى و زخارف آن سرگرم و مأنوس ، و گاهى از ابتلائات و آلام و اسقام آن مهموم و محزون مىباشد ، نميتواند بعالم آخرت و جنت خلد كه دار بقاء و ضيافت خانه خداست پى ببرد .
خداوند رحيم در كلام كريمش ميفرمايد :
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ »
« 5 » ( هيچ نفسى نميداند آنچه براى ايشان از چيزهائى كه موجب روشنى چشمهاست پنهان كرده شده است ) كه ادراك كليه نفوس را از حقيقت نعم اخروى نفى فرموده مخصوصا با قرينه « اخفى » كه مشعر است باينكه چيزى را كه
هامش
( 1 ) سوره عنكبوت آيه 54
( 2 ) سوره عنكبوت آيه 53
( 3 ) سوره زمر آيه 12
( 4 ) سوره مريم آيه 73 و 74
( 5 ) سوره سجده آيه 18