با آن چيز است ، مثلا ميزان در قضايا علم منطق است و از اين جهت بعلم ميزان از آن تعبير كردهاند و ميزان حق و باطل امير المؤمنين عليه السّلام است و ميزان در صنف بنائى مثلا شاقول است و همينطور ساير امور كه هر كدام داراى ميزانى مناسب خود آنهاست ، بنابراين اطلاق ميزان بر قرآن و بر اسلام و بر پيغمبر و امام و بر عدل و امثال اينها ميتوان كرد .
و ميزان اعمال هم چيزيست مناسب خود اعمال كه كارهاى نيك و بد را از يكديگر امتياز و كم و زياد آنها را تشخيص دهد و همچنين اخلاق حميده را از اخلاق رذيله را جدا كرده و درجات هر يك را تعيين كند ، و همچنين عقائد حقه را از عقائد باطله جدا سازد و مراتب آنها را نشان دهد .
و با اين بيان كه ذكر شد جمع بين اخبار نيز ممكن است و تماما بيك مطلب اشاره دارد اگر چه بتعبيرات مختلف ذكر گرديده ، و بالجمله اعتقاد اجمالى در اين باره كافى است .
مقصد سوم -
بعضى اشكال كردهاند كه اعمال صادره از عباد افعالى است تدريجى الحصول مانند حركت و زمان كه ثبات و بقائى ندارد و به مجرد ايجاد معدوم مىشود و چگونه در قيامت ميتوان آنها را ميزان كرد و سنجيد ؟
و از اين اشكال بوجوهى جواب دادهاند ، بعضى گفتند كه اعمال حسنه بصورتهاى جميل و اعمال سيئه بصورتهاى قبيح مجسم مىشود و آنها را مىسنجد .
بعضى گفتند نامههائى كه اعمال حسنه و سيئه در آن نوشته شده توزين ميكنند .
و بعضى گفتند اعمال حسنه به صورت جواهرات نورانى و درخشنده و اعمال سيئه به صورت اشياء سياه ظلمانى مصور شده و آنها را ميزان ميكنند .
ولى حق در جواب اين ستكه اين اشكال اصلا وقعى ندارد ، زيرا اين اشكال تنها بر قول اخير ( قول هفتم ) متوجه مىشود اما بر ساير اقوال هيچ متوجه نيست ، آن هم ببيانى كه ذكر كرديم كه ميزان هر چيزى مناسب آن چيز است جائى براى آن باقى نميماند .
علاوه بر اينكه تأثيرات افعال در عالم محسوس و مشاهده است و از همان