مطلب سوم -
خداوند بجميع آنچه از عبد صادر شود از امور آشكارا و پنهانى عالم آگاه است و احتياجى بشهود و حساب و ميزان ندارد و اين امور براى اين نيست كه براى خدا معلوم گردد كه بنده چه كرده است ، بلكه براى اين ستكه خود بنده بفهمد كه عباداتش تا چه پايه ارزش داشته و چه بسا عباداتى كه گمان ميكرده داراى اجر و ثواب مىباشد ولى چون فاقد شرايط صحت يا قبول بوده مردود ميگردد و چه بسا عباداتى كه اهميتى براى آنها تصور نميكرده اهميت و عظم آنها براى وى معلوم مىشود .
و همچنين بداند كه معاصى او تا چه اندازه بزرگ و موجب انحطاط درجات او و استحقاق عقوبت و عذاب او شده تا اگر مورد عنايتى واقع شود بفهمد كه از روى استحقاق نيست ، بلكه محض تفضل است و اگر مورد عقوبتى قرار گيرد بجا و بموقع بوده و استحقاق آن را داشته است و نيز بر ساير اهل محشر مقام هر كسى از خوب يا بد معلوم گردد و اين خود يك نوع از مثوبت و عقوبت است .
مطلب چهارم -
از بعض اخبار استفاده مىشود كه حساب خلايق همگى يا بعضى آنها با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و ائمه هدى صلوات اللّه عليهم اجمعين است ، چنانچه در زيارت جامعه دارد « و اياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم » ( بازگشت خلايق بسوى شما و حساب آنان با شماست ) .
و در ضمن خطبه منسوبه بامير المؤمنين عليه السّلام است كه ميفرمايد « و انا المحاسب للخلق » .
در تفسير آيه شريفه
« إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ »
« 1 » ( محققا بازگشت آنان بسوى ماست ، پس محققا حساب آنها بر ماست ) در كفاية الموحدين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : چون شيعيان ما در موقف حساب درآيند گوئيم اينها شيعيان ما هستند خداوند ميفرمايد امر آنها را بشما
هامش
( 1 ) سوره غاشيه آيه 25 و 26