4 - كسانى كه مرتكب بعضى از گناهان شده و موفق بتوبه نشده باشند ولى گناهان آنان بواسطهء بليات دنيوى يا سكرات موت يا عقاب در عالم برزخ يا در قيامت قبل از حساب بواسطهء رحمتى يا شفاعتى آمرزيده شده باشد .
صنف دوم - كسانى كه بىايمان از دنيا بروند مانند كفار و مشركين و منافقين و اهل بدعت و ضلالت و فساق و فجارى كه معاصى آنها باعث زوال ايمانشان نشده باشد .
اينان چون عمل صالحى ندارند و بر فرض كه داشته باشند هم بواسطه نداشتن ايمان مردود و باطل است بىحساب وارد دوزخ شوند ولى عذاب آنها باختلاف درجات كفر و شرك و عصيان آنها مختلف است .
صنف سوم - كسانى كه مورد محاسبه واقع ميشوند لكن حساب آنها آسان است و اينها كسانى هستند كه داراى ايمانند و عمل شايسته و عمل زشت هر دو دارند ولى عمل خوبشان بر عمل بدشان فزونى دارد يا لااقل مساوى است ، اينان نيز بفضل الهى و شفاعت محمد و آل ( ع ) پس از حساب داخل بهشت ميشوند .
صنف چهارم - كسانى كه مورد حساب بر آنها بسيار دشوار است و اينان كسانى هستند كه منهمك در معاصى بوده و موفق بتوبه هم نشدهاند ولى بواسطه عمل شايستهء كه داشتهاند مانند خدمت بدين يا ببرادران دينى يا دستگيرى از بيچارگان و امثال اينها ايمان آنها محفوظ مانده و با ايمان از دنيا رفتهاند اگر چه اين امر بسيار مشكل است و اكثر اين قبيل اشخاصى كه مرتكب معاصى بزرگ ميشوند بالاخره بىايمان از دنيا ميروند و اگر ادله حرمت قنوط و يأس از رحمت الهى نبود بطور قطع ميتوان گفت كه اينان بىايمان از دنيا روند ولى بهر حال اگر با ايمان از دنيا رفتند امرشان بسيار مشكل است و بسا كار آنها بدوزخ بكشد ولى بالاخره بواسطه ايمان نجات مىيابند .
مطلب دوم -
اصل محاسبه يك نوع تفضل و عنايت است و گرنه اگر