تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 675

مساهمون:

صكلم الطيب ٦٧٥
قطعيّه نباشد محل اعتبار نيست ، زيرا صرف حدس و تخمين و در بعضى موارد مأخوذ از افسانه‌هاى پيشينيان و بالاخره تفسير برأى است و از اين قبيل است آنچه در باره ذو القرنين و رسيدن او به مغرب و مطلع شمس قوم يأجوج و مأجوج گفته‌اند . و ثانيا - آنچه از متن آيات استفاده مىشود اين ستكه در تاريخ قبل از اسلام پادشاه خداپرست و عادل و نيكوكارى بوده كه در مغرب و مشرق كشور خويش فتوحاتى نموده و با مردم به عدالت و مهربانى رفتار ميكرده و براى جلوگيرى از مهاجمات اقوام وحشى يأجوج و مأجوج بساكنين بلاد مجاورشان سدى بنا نموده و اين پادشاه ملقب به ذو القرنين بوده است . و ملقب بودن به اين لقب مستلزم اين نيست كه حقيقتا داراى دو شاخ بوده باشد ، براى اينكه اولا - قرن در لغت معانى متعدده دارد و ثانيا - بفرض كه بر اين معنى حمل شود باز مستلزم داشتن دو شاخ در واقع و حقيقت نيست ، چه آنكه ممكن است به جهت تناسب و تشابهى به اين لقب ملقب شده باشد ( چنانچه بيايد ) . و اما اينكه اين پادشاه مذكور از كدام سلسله سلاطين بوده و بر كداميك از آنها منطبق مىشود بطور قطع نميتوان تعيين نمود ، ولى آنچه مسلم است غير اسكندر مقدونى كه آن را رومى گويند بوده براى اينكه اولا - اسكندر تنها سيرش از يونان بروم و ايران و عراق و مصر و هند و افغان بوده و در بابل فوت كرده و مدت سلطنتش تقريبا ده سال و مدت عمرش سى و سه سال بيش نبوده و بمشرق و مغرب معموره جهان مسافرت ننموده است . و ثانيا - اسكندر مقدونى مؤمن به خدا نبوده و رفتارش با ممالك مغلوبه چنانچه قرآن براى ذو القرنين توصيف مىكند نبوده است . و ثالثا - وجهى براى تسميه اسكندر به ذو القرنين نيست . و سيد هبة الدين شهرستانى در رسالهء كه در باره ذو القرنين نوشته او را