فرهنگ هندوستان در مقالهء كه در باره ذو القرنين در مجله الثقافة هند منتشر كرده و استاد دهخدا در لغتنامه خود در ذيل كلمه ذو القرنين عين آن مقاله را ضبط نموده ، و همچنين در مقالهء كه بقلم غلامرضاى سعيدى مأخوذ از تفسير مولوى محمد على هندى رئيس مبلغين مسلمين مقيم انگلستان نوشته شده و در مجموعه انتشارات انجمن تبليغات اسلامى بطبع رسيده ، اين مطلب مفصلا بيان شده است و چون نقل مقالات مذكور و مدارك و اسنادى كه براى اثبات مدعاى خود ذكر كردهاند بسيار طولانى و از خور اين كتاب خارج است ، لذا طالبين را بمجموعه انتشارات انجمن تبليغات اسلامى سال 1323 و لغتنامه استاد دهخدا حرف ذال راهنمائى ميكنيم .
و اما مراد از مغرب و مطلع ( مشرق ) شمس آن محلى نيست كه حقيقتا خورشيد از آن بيرون و يا در آن فرو مىرود ، زيرا براى خورشيد چنين محلى نيست ، بلكه مراد مشرق و مغرب اصطلاحى است - يعنى - آن قسمت زمينى كه نسبت بكشور ذو القرنين جهت غربى يا جهت شرقى محسوب مىشود .
چنانچه اين اصطلاح در تمام السنه متداول است حتى امروز كه همه كس ميدانند خورشيد مغرب و مشرقى ندارد بعضى از كشورها را مانند ايران ، هند افغانستان ، سوريه ، چين و ژاپن مشرق زمين و ممالك اروپا را مغرب - زمين مينامند .
هامش
- آمد و بر آن قوچ حمله كرد و دو شاخ او را شكست و او را بر زمين انداخت ، تا آنجا كه كتاب مذكور از زبان دانيال ميگويد : ملك جبرئيل بر او ظاهر شد و خواب را بدين گونه تعبير نمود .
5 - اما آن قوچ صاحب دو شاخ كه آن را ديدى پادشاهان ماديان و فارسيان مىباشد و آن بز نر ستبر پادشاه يونان مىباشد و آن شاخ بزرگى كه در ميان دو چشمش بود پادشاه اول است ، تا آخر كلمات دانيال .