تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 678

مساهمون:

صكلم الطيب ٦٧٨
و اما فرو رفتن و غروب نمودن خورشيد در چشمه لجن‌زار يا درياى تيره و گل‌آلود ، نه بحسب واقع است ، بلكه بحسب تخيل اين معنى براى ذو القرنين بوده ، چنانچه كلمه « وجد » صريح در اين معنى مىباشد - يعنى - به نظر ذو القرنين چنين رسيد كه خورشيد در چشمه گل‌آلود و تيره فرو مىرود و اين تخيل براى كسى كه در ساحل درياهاى وسيع بايستد و يا در آنها مسافرت كند رخ ميدهد و هر روز بنظرش ميرسد كه خورشيد از دريا طلوع و در دريا غروب مىكند . و عين در لغت معانى بسيار دارد كه يكى از آن‌ها آب كثير است و ممكن است آب كثير تيرهء كه ذو القرنين به نزديك آن رسيد همان بحر اسود ( درياى سياه ) باشد . و اما يأجوج و مأجوج طبق مداركى كه در مقاله سابق الذكر متعرض شده ، ممكن است اقوام وحشى سيتها و سكاها باشند كه در اراضى شمالى و شمال شرقى درياى سياه ميزيسته و در زبان‌هاى اروپائى به گوگ و ماگوك خوانده شده‌اند و يا بنابر قول شهرستانى اقوام وحشى تاتارى كه بنامهاى مختلف خزر و تتر و ترك خوانده شده ميباشند . و سد يأجوج و مأجوج بنابر قول شهرستانى ديوار چين و مقاله مزبور طبق مداركى كه دارد ديوار دربند دانسته است . و در اين باره از دائرة المعارف بريتانى نقل مىكند كه ( دربند شهرى است از ايران كه واقع در قفقاز در ايالت داغستان بحر خزر ، قسمت محدودى زمين را كنار دريا اشغال نموده است كه پارهء قسمتهاى آن داراى ارتفاعاتى است ، قسمت نهائى آن در طرف جنوب منتهى به ديوار قفقاز مىشود « به طول 50 ميل » و آن را بنام ديوار اسكندر نيز ناميده‌اند كه معبر تنگ دروازه آهنين بحر خزر عبارت از آنست ) ميگويد : تسميه اين ديوار بنام اسكندر از همان اشتباهى است كه بعضى از مورخين اسلام ذو القرنين را اسكندر تصور كرده‌اند .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 678 | سيد عبد الحسين طيب