اينكه بين دو سد ( يا دو كوه ) رسيد و در آنجا قومى را يافت كه زبان نميفهميدند گفتند : ( بطريقى كه براى آنها ميسر بود ) اى ذو القرنين همانا يأجوج و مأجوج در روى زمين فسادكنندهاند آيا ممكن است كه ما مخارج ترا در اينجا تأمين كنيم تا اينكه بين ما و آنان سدى بنا كنى ، ذو القرنين گفت : مكنت و توانائى كه خداوند براى من قرار داده بهتر است ، مرا به اشخاص با قوت كمك دهيد تا بين شما و ايشان سدى بسازم ، قطعات آهن براى من بياوريد ، همينكه ميان دو كوه را از قطعات آهن پر كرد ، گفت بدميد ، تا اينكه آنها را آتش قرمز كرد سپس امر كرد مس گداخته بياوريد كه بر آن بريزم ، پس نتوانستند بر آن سد بالا روند و نه بر آن نقب و رخنه بزنند ) .
و اعتراضاتى كه به اين آيات شده بدين قرار است .
1 - پادشاهى كه بمشرق و مغرب مسافرت كرده و فتوحاتى نموده و داراى دو شاخ بوده كيست ؟ و از كدام سلسله از سلاطين بوده است ؟
2 - مطابق علوم امروزه زمين كروى است و براى خورشيد مشرق و مغرب معينى نيست و حال آنكه در اين آيات ميگويد ذو القرنين به مغرب و مطلع شمس رسيد .
3 - چشمه لجنزار كه خورشيد در آن فرو مىرود كجاست ذو القرنين آن را يافت ؟ با اينكه هيئت امروز خورشيد را آن قدر بزرگ ميداند كه چنين تصورى نميتوان كرد .
4 - ياجوج و مأجوج كيانند و از كدام قبايل بشمار ميروند ؟
5 - سدى كه ذو القرنين بنا نمود كجاست و آيا آثارى از آن باقى است ؟
و جواب از اين سؤالات يا اعتراضات اينست كه اولا - چنانچه مكرر در اين كتاب متذكر شدهايم كلمات مفسرين آنچه مستند به اخبار صحيحه
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 674
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٦٧٤