« وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً ، ثُمَّ » « أَتْبَعَ سَبَباً ، حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ » « دُونِها سِتْراً ، كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً ، ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ، حَتَّى إِذا بَلَغَ » « بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ، قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ » « إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ » « بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا ، قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ » « وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً ، آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا » « حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً ، قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً ، فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ » « وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً »
« 1 » .
( از تو از ذو القرنين ميپرسند بگو : به زودى از او ذكر خواهم كرد همانا ما او را در زمين قوت و مكنت داديم و اسباب هر كارى را براى او آماده ساختيم ، او از اين اسباب استفاده كرد تا اينكه به مغرب آفتاب رسيد ، بنظرش آمد كه آفتاب در چشمه گلآلود و تيرهء فرو ميرود و در جلو خورشيد ( در آن سرزمين ) قومى را يافت ، گفتيم : اى ذو القرنين يا اين قوم را شكنجه نماى ( در صورتى كه ايمان نياورند و بدكردارى كنند ) و يا در ميان آنها بنيكوئى رفتار كن ( در صورتى كه ايمان آرند و به خوبى گرايند ) ، گفت : اگر كسى از آنها ستم كند به زودى عذابش كنيم و اين عذاب اين جهان است و وقتى بسوى پروردگار خود برود به عذاب سختترى معذب شود ، و اما كسى كه ايمان بياورد و عمل شايسته كند براى او جزاى نيك باشد ، و به زودى فرمان دهيم به او كارى را كه براى وى آسان باشد .
پس از آن باز از اسباب استفاده كرد تا اينكه بمطلع خورشيد رسيد و ديد كه بر قومى طلوع مىكند كه داراى پوشش و ساترى از آفتاب نيستند ، بدين طريق ما به آنچه نزد او بود اطلاع كامل داشتيم ، باز از اسباب استفاده كرد تا
هامش
( 1 ) آيه 82 - 97