اگر داراى روح بوده لازم آيد كه اكنون داراى دو روح باشد ، بلكه بر سبيل تناوب لازم آيد كه بسا يك بدن داراى هزارها روح باشد ، و اين بحس و وجدان فسادش ظاهر است ، و معلوم است كه زيد بيش از يك روح ندارد .
و اگر زيد روح نداشته و همان روح عمرو است به او تعلق گرفته لازم آيد كه در تمام اعصار و ازمنه يك فرد بشر بيشتر نباشد ، زيرا در ابتدا يك فرد بوده و روح او بفرد ديگر و آن نيز بفرد ديگر تعلق گرفته و نمىشود مثلا در يك زمان يك روح به هزار فرد تعلق گيرد كه هر يك داراى يكهزارم روح باشند و فساد اين هم احتياج ببيان ندارد .
و اگر گفته شود از ابتداء افراد بشر بسيار بوده و پس از آنها بافراد ديگر منتقل شده ، گوئيم بفرض كه اين را بپذيريم لازم آيد در جميع ازمنه افراد بشر مساوى باشند ، و اين خلاف حس و وجدان است ، با اينكه مسلم است ايجاد بشر توليدى بوده نه تكوينى ، و توليد و تناسل ناچار بيك فرد يا دو فرد منتهى مىشود .
و بطلان ساير اقوال اوضح است زيرا جمادات و نباتات و حيوانات روح انسانى ندارند تا گفته شود اين روح زيد است يا عمر و اگر مراد روح حيوانى و نباتى است كه در انسان بوده و ميگويند بنباتات و حيوانات ديگر تعلق ميگيرد اين هم فاسد است ، زيرا روح حيوانى يك بخارى و روح نباتى يك قوه ناميهء بيش نبوده و هر دو به مردن نابود صرف شوند ، بلكه آن به آن معدوم مىشود مثل نور چراغ كه آن به آن معدوم و موجود مىشود تا اينكه خاموش شود .
و قول پنجم هم فسادش ظاهر است چون آنها روح مجردى كه باقى بماند ندارند تا به انسان تعلق گيرد و قوه نباتى و حيوانى آنها هم فانى مىشود ؟ چيزى نيست كه به ديگرى تعلق گيرد .
و هرگاه گفته شود در بعضى آيات و اخبار دارد كه بعضى از اقوام به صورت حيوانات مسخ شدهاند چنانچه در باره اصحاب سبت خداوند ميفرمايد :
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 639
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٦٣٩