تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 637

مساهمون:

صكلم الطيب ٦٣٧
4 - هر ممكنى وجودش تابع علل وجوديه اوست اگر بخواهد پس از انعدام برگردد لازم آيد كه تمام علل طوليّه آن كه وجودش مترتب بر آنهاست از ادوار كرويه و اوضاع عوالم امكانيه با جميع لوازم و توابع آنها كه بر حسب نظام جملى مربوط به يكديگر است بايد اعاده شود و اين بهترين ادله آنهاست . و جماعتى از متكلمين قائل بامكان اعاده معدوم شده و بر مدعاى خود به دو وجه استدلال نموده‌اند : 1 - ممكن قبل از وجودش وجود و عدم براى او يكسان است و همين معنى امكان مىباشد و پس از انعدام نيز وجود و عدم نسبت به او مساوى است چون امكان ذاتى ممكن بوده و ذاتى قابل تغيير نيست . 2 - اصل در هر چه امتناعش ثابت نشده امكان است ، چنانچه گفتند ( كلما قرع سمعك من عجائب عالم الكيان فذره فى بقعة الامكان حتى يزدك عنه قائم البرهان ) ( هر چه از عجائب عالم وجود شنيدى تا برهان قطعى بر امتناع او قائم نشده در بقعه امكانش قرار ده ) . و تحقيق در مطلب اينست كه اگر مراد از معدوم در مسأله اعاده معدوم ، معدوم بماده و صورت است ، حق با قائلين بامتناع است ، زيرا چنانچه در مقدمه كتاب گذشت اصل وجود است و ماهيت از وجود منتزع مىباشد و پس از انعدام كلى وجود ديگريست موجود مىشود نه وجود سابق . و دليل دوم متكلمين بر جواز آن اشتباه بزرگى است ، زيرا مراد از امكان در اين عبارت امكان احتماليست - يعنى - محتمل است ممكن باشد و محتمل است ممتنع و بعبارت ديگر ممكن است ممكن باشد ، و اگر مراد از معدوم ، معدوم به صورت است با حفظ ماده ، حق با قائلين بجواز است ، زيرا صور شخصيه بنا بر حركت جوهريه دائما در تغيير است با اينكه ماده در تمام اين صور همان است كه در صورت سابق بوده چون ماده بوجود اولين صورت موجود ، بانعدام