خيال قدرت داشته باشد نيز ممنوع است ، براى اينكه آنچه از قوه خيال صادر مىشود مجرد تصور در عالم ذهن است و آن هم هر صورتى كه در آن بيايد صورت ديگر منعدم شود و قابل افاضه صور مختلفه نباشد علاوه بر اينكه در بحث قدرت گذشت كه موجد اشياء در عالم عين و خارج تنها واجب الوجود است و اصل حكماء ( الواحد لا يصدر عنه الا الواحد ) در علة موجبه است « 1 » .
دوم - ماده بواسطه حركت جوهريه معدوم صرف نميشود تا مستلزم اعاده معدوم باشد ، بلكه مواد اگر صورتى را رها كنند صورت ديگرى به خود ميگيرند چنان كه مواد بدنى پيش از آنكه صورت بدنى پيدا كنند صورتى ديگر داشته و هيچگاه معدوم صرف نميشوند .
سوم - اين قول مستلزم منع وجود فعلى بهشت و جهنم است و صريح است در اينكه نفس بهشت و جهنم را در عالم آخرت بقوهء خيال ايجاد مىكند ، و در مباحث آينده بيايد كه وجود فعلى بهشت و جهنم از ضروريات دين بوده ، و نصوص آيات قرآن و اخبار متواتره بر آن قائم است .
چهارم - آيات و اخبار گذشته قابل اين تأويل نيست ، آيا صورت خيالى است پوسيده مىشود و خداوند آن را زنده مينمايد ؟ يا خداوند استخوانهاى آن را جمع مىكند و حتى بند انگشتانش را تسويه مينمايد ؟ و يا از قبر بيرون مىآيد و زمين او را بيرون مىاندازد و صبر بر آتش ندارد ؟ آيا صورتهاى خيالى است كه خداوند در باره آنها ميفرمايد :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ »
« 2 » ( هرگاه پوستهاى بدن آنها سوخت و از بين رفت پوستهاى ديگر به آنها ميدهيم تا بچشد عذاب را ) .
بلى ما منكر صور مجرده نيستيم و در محل خود آن را اثبات نمودهايم ولى آن مسأله جداگانه بوده و مربوط بحشر بدن مادى جسمانى نيست .
هامش
( 1 ) بصفحه 44 رجوع كنيد .
( 2 ) سوره نساء آيه 59