ميدانند واضح مىشود و محتاج بتذكار و تكرار نيست .
اما قول بعضى از متكلمين كه معاد را فقط جسمانى ميدانند روى اين اصل است كه بسيارى از متكلمين و مخصوصا جمعى از اخباريين مجردى جز ذات حقتعالى را منكرند ، بلكه قول بتجرد عالم عقول و نفوس را موجب شرك ميدانند و نفس و عقل را از همين عالم جسمانى نظير روح حيوانى دانسته و مثل زدهاند به آب كه در گل است ، لذا ميگويند همين بدن در قيامت با همين روح حيوانى زنده مىشود و هر چه در قيامت باشد از نعم و بليات همين جسمانيات است و قول آنها مثل قول طبيعيين است كه ماوراى حس و ماده چيزى معتقد نيستند ولى آنها بوجود حق مجرد از ماده و صورت معتقدند و اينها آن را هم منكرند .
و اما دليل بر بطلان قول آنها اينست كه اولا - در آغاز بحث معاد ادله اثبات تجرد روح را متذكر شديم و وجود مجرد ممكن هيچگونه شرك نيست ، زيرا كه اين ممكن است و ذات اقدس حق واجب ، اين مركب از وجود و ماهيت است او بسيط من جميع الجهات ، اين مسبوق بعدم است او قديم بالذات اين محتاج او غنى ، اين مخلوق او خالق ، و صرف اشتراك در اسم مجرد موجب شرك نيست و الا بايد ممكن در عالم وجود نداشته باشد ، زيرا كه لازم آيد در اسم موجود مشترك با خدا باشد ، بلكه در اسم عالم ، قادر ، حى ، مدرك و غير اينها نيز مشتركند و ثانيا - در خصوصيات بهشت و جهنم ، ذكر نعمتهاى روحى و آلام روحى كه بنصوص قرآنى و صراحت اخبار متواتره ثابت و محقق است و ربطى بجسمانيات ندارد بيايد ان شاء اللّه تعالى .
امر چهارم در بيان شبهه آكل و مأكول و جواب آن :
در لسان منكرين معاد جسمانى از ملحدين و بعضى حكماء طبيعى و غير آنها