عالم حور قلياء بوده بازگشت نيز بدان جاست .
و جواب از او اينست كه اگر مراد از بدن حور قليائى صورت بدون ماده است در باطن اين بدن بودن معنى ندارد ، زيرا عالم مثال از اين بدن جداست ، و اگر داراى ماده است فسادش بيشتر كه انسان دو ماده و دو صورت داشته باشد يكى در باطن ديگرى ، بعلاوه اينكه ماده هم بمنزله لباس باشد و بايد رها كند عكس است ، بلكه صورت لباس ماده است كه رها مىكند و صورت ديگر ميگيرد و ماده باقى است چنانچه گذشت .
و اما استدلالى كه ببعضى اخبار و استشهادى كه ببرخى از آيات نموده بدون مدرك و دليل است ، زيرا اخبار شهر جابلسا و جابلقا علاوه بر اينكه بدون سند و ضعيف است دليلى بر تأويل آن بعالم حور قليا نيست ، بلكه چنانچه امروز كشف شده غير از منظومه شمسى ما منظومههاى شمسى ديگرى در اين فضاى وسيع مىباشد كه همه آنها داراى سكنه است و چه مانعى دارد كه جابلسا و جابلقا يكى از آنها باشد ؟
و اخبار طينت نيز قطع نظر از اينكه ضعيف است در معناى آن اختلاف شده كه آيا مراد از طينت آن ماده عنصريه است كه در نطفه داخل مىشود ، يا مراد عنصر غالب ، يا كنايه از سعادت و شقاوت است و بالجمله از متشابهات است و به آن نميتوان استدلال نمود .
و خبرى كه خودش متفرد در نقل آنست با اينكه حال سندش معلوم است ، هيچ مربوط بمدعاى او نيست و آيات مذكوره چنانچه واضح است دليلى بر مدعاى او نيست و تأويل به اين معنى تفسير براى است .
علاوه بر اينكه اين مذهب نيز خلاف ضرورت دين اسلام و نصوص آيات و اخبار متواتره كه به مقدارى از آنها اشاره شد مىباشد .
ضمنا متذكر ميشويم كه از بيانى كه در رد قول صدر المتالهين و شيخ احمد احسائى يادآور شديم ، بطلان قول بعضى از حكماء كه معاد را روحانى صرف
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 629
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٦٢٩