صورت بماده و كم بكيف منقلب گردد ، انقلاب جسم به مجرد نيز محال مىباشد ، زيرا انقلاب ذات و ماهيت ممتنع است ، بلكه انواع نيز تغايرشان ذاتى است و هرگز انسان باسب يا اسب به انسان منقلب نخواهد شد ، با اخبار و آيات منافات دارد ، چنانچه خداوند در قرآن كريم پس از بيان خلقت انسان از نطفه و علقه و مضغه و استخوان و گوشت ميفرمايد :
« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 1 » ( سپس او را خلقتى ديگر بيافريديم ، پس متعالى است خدائى كه بهترين آفرينندگان است ) و معلوم است كه خلق آخر غير از مواد عنصريه است و گرنه در عداد همانها بشمار مىآورد .
و همچنين در جواب سؤال از روح ميفرمايد :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
« 2 » ( بگو روح از امر پروردگار من است و بشما جز كمى از دانش عنايت نشده ) و عالم امر بعالم مجردات تفسير شده و از قرينه « و ما اوتيتم من العلم الا قليلا » معلوم مىشود كه روح از اين مواد محسوسه نيست .
و همچنين اخبارى كه در خلقت ارواح قبل از اجساد وارد شده ، مانند خبرى كه مجلسى ( ره ) در مجلد چهاردهم بحار از بصائر و كشى و كتاب جبرئيل بن احمد از حضرت باقر و حضرت صادق و امير المؤمنين ( ع ) روايت كردهاند كه فرمود : « خلقت الارواح قبل الاجساد بالفى عام » ( روحها دو هزار سال پيش از جسمها آفريده شده ) و خبرى كه در سفينه از شهاب الاخبار از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : « الارواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف » ( روحها جندهاى مجتمعى بودند ، پس هر چه از آنها با هم آشنائى داشته ائتلاف و هر كدام بيگانگى داشته اختلاف دارند ) و قريب همين مفاد در بحار اخبار زيادى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است .
هامش
( 1 ) سورهء مؤمنون آيه 14
( 2 ) سوره بنى اسرائيل آيه 87