قوه عاقله و روح مجرد است .
بقاء روح :
دليل بر بقاء روح اينست كه مجرد است و فنا بر مجرد روا نيست ، زيرا فناء شيء بزوال صورت آنست با حفظ ماده آن و مجرد از ماده و صورت خالى و عرى است .
و همچنين رؤياهاى صادقه كه آثار واضحه از آنها ديده شده و ديدن ارواح گذشتگان در خواب و خبر دادن از بعضى قضايا و امور مربوطه به بستگانشان مؤيد و شاهد بزرگى براى اثبات اين مدعاست ، بعلاوه اخبار بسيارى بر بقاء روح و تعلقش به بدن مثالى در عالم برزخ وارد شده كه در مباحث آتيه متذكر خواهيم شد .
و استنادى كه منكرين بقاء روح ببعضى از آيات شريفه مانند ،
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 1 » ( همه چيز جز خدا هلاك مىشود ) و
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
« 2 » ( هر كه روى زمين است فانى مىشود ) و خبر منسوب بابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام كه فرمود : « ان اهل السموات يموتون و اهل الارض لا يبقون » ( اهل آسمانها ميميرند و اهل زمين باقى نميمانند ) نمودهاند مخدوش است ، زيرا هلاك و فنا و موت و عدم بقا بزوال صورت و تغيير آن نيز صادق مىآيد نه فقط بانعدام كلى ، چه انعدام كلى براى مواد هم ثابت نيست تا چه رسد بمجردات كه عارى از صورت و مادهاند « 3 »
هامش
( 1 ) سوره قصص آيه 88
( 2 ) سوره الرحمن آيه 26
( 3 ) اگر گفته شود در صورتى كه براى عقل زوال و انعدام نباشد ، اشخاصى كه بجنون ادوارى ( موقتى ) يا اطباقى ( دائمى ) مبتلا ميشوند عقل آنها چه مىشود ؟
جواب گوئيم عقل در انسان چنانچه گفتهاند مراتب استكمالى دارد ، مرتبه نخستين عقل هيولى است كه مجرد قابليت است مانند مادة المواد در اجسام ، چون عقل اطفال خردسال كه مرتبه ادراك آنها حتى از حيوانات پستتر است ولى قابليت ترقى و تعالى دارد .