تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 606

مساهمون:

صكلم الطيب ٦٠٦
و برعكس بسا انسان در منتهاى التذاذ بلذائذ جسمانى و جهات شهوى بوده و روح او بواسطه بلادت و درك نكردن مطالب علمى و فقدان كمالات اخلاقى متألم و خمود است ، در صورتى كه اگر روح او همين مواد بدنى بود بايد لذت و المش دائر مدار لذائذ و آلام جسمانى باشد . 3 - چنانچه ديده شد بسيارى از افراد بشر مانند انبياء و اولياء و فلاسفه و دانشمندان عقول آنها در كمال قوت و سعه است در صورتى كه بسا بدنهاى آنان در حال ضعف و نقاهت مىباشد و برعكس چه بسيار از مردم كه بدن‌هاى آنان در منتهاى قدرت و قوت بوده و عقلشان در نهايت ضعف و قصور است ، و اين شاهد بزرگى است بر اينكه روح مجرد بوده و از سنخ بدن نيست و گرنه قوت و ضعف او دائر مدار قوت و ضعف بدن ميبود . 4 - چنانچه معلوم است بسا حواس ظاهره چيزى را احساس ميكنند و حال آنكه خلاف حقيقت و واقع بوده ، مثلا چشم بوسيله آلاتى از قبيل ميكرسكوپ اشياء كوچك را بزرگ و بسا بواسطه بعد جسمى آن را كوچك مىبيند و گوش در مكانهائى مانند كوه و نحو آن برگشت صدا را صداى ديگرى مىپندارند و ذائقه بسا بواسطه مرضى غذاى شيرين را تلخ تشخيص ميدهد و همچنين است حال باقى حواس ظاهره . و پيداست كه خود اين حواس خطاى خود را ادراك نمىكنند ، بنابراين مىفهميم كه قوه ديگرى در ما هست كه خطاها و اشتباهات حواس را بر طرف مينمايد ، و آن قوه همان عقل و روح انسانى است كه از قبيل قواى جسمانى نيست و لذا حيوانات كه از اين قوه بىبهره‌اند كاملا در اشتباه مىافتند . 5 - چنانچه واضح است انسان غير از احساسات خارجى كه بوسيله قواى جسمانى براى او حاصل مىشود ، داراى ادراكات باطنى از قبيل درك امور كليه و ترتيب قضايا و مقدمات و نتيجه گرفتن و استحاله اجتماع ضدين و نقيضين و امثال اينها نيز مىباشد و اين نوع ادراكات كار حواس نيست ، بلكه ناشى از همان