انتظامات است جلوگيرى نمود علاوه بر اينكه موقتى و مطابق هوا و هوس امراء و سلاطين است در خلوت و نهان و بواطن مردم مؤثر نخواهد بود .
روى اين اصل است خداوند حكيم در كتاب كريم خود هر جا وصف ايمان و مؤمنين را مىنمايد اساس و پايه ايمان را روى دو امر ( اعتقاد بمبدا ، اعتقاد بمعاد ) استوار فرموده ، و پس از آن لوازم اين ايمان كه عبارت از تقوى و عمل صالح است متذكر مىشود .
بلكه اعتقاد بمعاد لازمه اعتقاد بمبدا است و هر كس بمبدا اعتراف و اذعان كند از اعتقاد بمعاد و روز بازپسين ناگزير است ، و تنها منكر معاد طبيعى و دهرى است كه ما وراء عالم طبع و ماده به چيزى معتقد نيست : چنانچه خداوند از آنها حكايت ميفرمايد :
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ، وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ ، إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 1 » ( گفتند زندگى جز اين زندگى دنيا نيست ، ميميريم و زنده ميشويم ، و همانا روزگار است كه ما را هلاك مىكند ، اينان به اين گفتار يقين نداشته بلكه از روى گمان و وهم ميگويند ) .
پس از بيان اين مقدمه وارد اصل مطلب شده متذكر ميشويم كه بخش معاد مشتمل بر يك مقدمه و چهارده مبحث و يك خاتمه است :
اما مقدمه مشتمل بر شش امر است :
امر اول : در حقيقت روح انسانى و اثبات بقاء آن :
انسان مركب از دو جزء است يكى ظاهر و عيان كه عبارت از بدن است و ديگر باطن و نهان كه از آن بروح تعبير مىشود .
هامش
( 1 ) سوره جاثيه آيه 23