تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 428

مساهمون:

صكلم الطيب ٤٢٨
ابن ابى الحديد و ديگران اعتراف كرده‌اند كه عمر اول كسى بود كه اين بدعت را جارى كرد و همچنين حكام را از اشخاص نالايق و جنايتكار مانند عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه و معاويه و ابو موسى اشعرى و امثال اينها قرار داده و صحابه بزرگ و بنى هاشم را از اين قسمت محروم مينمود بلى حكومت مدائن را بسلمان داد و اين نيز براى اين بود كه سلمان عجم بود و غير از او نميتوانست در بلاد عجم در اوائل كار حكومت كند . و ثانيا - بر فرض كه داراى پارهء از اين فضائل باشد دليلى بر خلافت او نخواهد بود زيرا در ميان صحابه كسانى كه اضعاف مضاعف اين فضائل باشند وجود داشت . علاوه بر آنچه در جواب ادله آن‌ها گفته شد عمر داراى مطاعنى بوده كه دليل قطعى بر عدم لياقت او براى خلافت است و ما شمهء از آنها را متذكر ميشويم : اول - كلام او در مرض موت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله موقعى كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم دوات و صحيفه خواست تا چيزى بنويسد كه امت بعد از وى گمراه نشوند عمر گفت « ان الرجل ليهجر » ( اين مرد هذيان ميگويد ) و پس از اين كلام عمر ، بين حاضران گفتگو پيدا شد بعضى گفتند دوات و صحيفه را حاضر كنيد و بعضى گفتند قول ، قول عمر است و صداها بلند شد حضرت فرمود برخيزيد بيرون رويد نزد من نزاع و قيل و قال شايسته نيست . و اين مطلب متفق عليه تمام علماى عامه و خاصه است چنانچه ابن ابى الحديد بعد نقل از آن ميگويد « اتفق المحدثون كافة على روايته » و اين قضية متضمن چندين طعن است » . 1 - نسبت هذيان به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم دادن و حال آنكه خداوند در حق او ميفرمايد
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 1 » ( از روى هوى و هوس
هامش
( 1 ) سوره النجم آيه 3 و 4