دشمنان دين با وى موافقت و بذل مساعى مينمود .
و در مدت خلافتش اكثر بلاد اسلامى را فتح ، و ايران و روم را جزو قلمرو اسلام گردانيد و اول كسى بود كه عمال را سياست نمود و نصف اموال ايشان را گرفت و جزو بيت المال نمود و خودش هم لباس خشن ميپوشيد و نان جو سبوسدار مىخورد .
و جواب از اين وجه اين ستكه اولا - اكثر اين فضائلى را كه براى او ذكر كردهاند خلاف واقع است .
اما بودنش از اكابر قريش و رئيس جوانان آنها ، خلاف حقيقت بودنش واضح است براى اينكه او از قبيله عدى بوده و قبيله تيم و عدى از قبايل پست قريشند ، چنانچه در اشعارى كه از ابو سفيان نقل شده به آن اشاره گرديده « 1 » و همچنين محاجهء كه خالد بن سعيد با او در محضر مهاجر و انصار نمود كذب اين مدعا را ثابت مىكند « 2 » و اتصال نسب او به نسب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نيز قابل افتخار نيست ، زيرا تمام قريش نسبشان به نسب پيغمبر متصل مىشود و بسيارى از آنها مانند ابو لهب و ابو سفيان نسبشان به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نزديكتر از عمر است .
علاوه بر اينكه بين مورخين و علماى انساب آن قدر در نسب عمر گفتگو است كه كوتاه كردن اين سخن بنفع آنهاست و اين كتاب محل بحث آن نيست و هر كه ميخواهد بكتابهائى كه در انساب نوشته شده مراجعه كند .
و دعاى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و كلام مسلمين نيز كذب محض است و شواهد تاريخى بر خلاف آن قائم است براى اينكه عمر در اواسط بعثت اظهار اسلام كرد و تا زمان هجرت مسلمانان در شكنجه و آزار مشركين بودند حتى بنى هاشم مدت چهار سال در شعب ابى طالب محبوس بوده و باب معاشرت و خريدوفروش را بر آنان مسدود
هامش
( 1 ) بصفحه 382 مراجعه شود
( 2 ) بصفحه 3 مراجعه شود