گذشتند ، آيا اگر او بميرد يا كشته شود بر پشت پاى خود خواهيد برگشت و مرتد خواهيد شد ) .
عمر اين آيات را كه شنيد گفت گويا اين آيات را هرگز از كتاب خدا نشنيده بودم .
و اين قضيه را ابن ابى الحديد و زمخشرى و ابن اثير و ديگران از عامه نقل كردهاند .
از آن جمله بسنگسار نمودن زن حاملهء امر نمود چنانچه از مناقب خوارزمى نقل شده كه در ايام خلافت عمر زن حاملهء را نزد او آوردند و او بزناى خود اعتراف كرد ، عمر امر كرد كه او را سنگسار كنند در راه حضرت على عليه السّلام را ملاقات نمود ، از واقعه سؤال كرد و چون مطلع شد گفت او را برگردانيد و نزد عمر آمده فرمود تو بر او سلطنت دارى بر آنچه در شكم اوست سلطنت ندارى و شايد پيش از اعتراف او را تهديد كرده باشى ، عمر گفت بلى ، حضرت فرمود مگر نشنيدى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمودند بر هر كسى كه بعد از حبس يا قيد يا تهديد اعتراف كند حد نيست ، عمر دستور داد آن زن را رها نمودند و گفت زنان عاجزند از اينكه مثل على عليه السّلام از ايشان متولد شود اگر على عليه السّلام نبود عمر هلاك ميشد .
از آن جمله ابن ابى الحديد و ديگران روايت كردهاند كه عمر شبى براى عسسى ميگشت از خانهء صدائى شنيد از ديوار آن بالا رفت ، مردى را با زنى ديد كه مشك شرابى نزد خود گذاردهاند گفت اى دشمن خدا گمان ميكنى كه خدا بر تو خواهد پوشيد و تو مشغول معصيت او باشى ، آن مرد گفت تعجيل مكن اگر من يك خطا كردم تو سه خطا نمودهء .
خدا فرموده است
« لا تَجَسَّسُوا »
« 1 » ( تجسس نكنيد ) و تو تجسس كردى ، و فرموده است
« وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها »
« 2 » ( از درهاى خانهها
هامش
( 1 ) سوره حجرات آيه 12
( 2 ) سوره بقره آيه 185