خبر مذكور مكذب قرآن است .
اما خبر چهارم - اولا مخالف است با اخبار متواتره بسيارى كه در افضليت على عليه السّلام و افزونى ايمان او بر ساير افراد امت وارد شده مانند « ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين الى يوم القيمة » و حتى مخالف است با اعتراف خود عمر در موقع تشكيل شورى كه گفت : اما انت يا على لو وزن ايمانك بايمان اهل الارض لرجحهم » اگر ايمان ترا با ايمان اهل زمين بسنجند بر همه آنها رجحان و برترى يابد .
و ثانيا - بر فرض صحت جرّ ثياب مذموم است و اين خبر كنايه از اين است كه عمر دينش را به كثافات آلوده كرده چنانچه جرّ ثياب مورث آلودگى آن مىشود .
وجه سوم - فضائلى است كه براى عمر ذكر كردهاند باينكه از اكابر قريش بوده و از حيث نسب در عدى بن كعب بنسب پيغمبر متصل مىشود .
و رياست جوانهاى قريش با او و ابى الحكم بن هشام ( ابو جهل ) بود و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در دعاهاى خود فرمود : « اللهم اعز الاسلام بعمر بن الخطاب او بابى الحكم بن هشام » ( پروردگارا اسلام را بواسطه عمر بن الخطاب يا ابى الحكم بن هشام عزت ده ) و دعاى او در مورد عمر مستجاب شد و سبب عزت اسلام گرديد و مسلمانان گفتند از زمانى كه عمر اسلام آورد هميشه ما در عزت بوديم .
و بر كفار شديد و سخت و در علم راسخ بود و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله با او در كارها مشورت ميكرد و فرمود : در امتهاى قبل محدثون ( يعنى كسانى كه ملائكه با آنها حديث ميكردند بودند و اگر در امت من چنين كسى باشد عمر است ) .
و او بود كه خلافت ابى بكر را محكم گردانيد و دماغ مخالفين را به خاك ماليد و اگر او نبود امر خلافت بر ابى بكر مستقر نميشد و در اعزام قشون و جهاد با
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 425
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤٢٥