1 - در صحاح خود از پسر عمر روايت كردهاند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود :
« ان اللّه وضع الحق على لسان عمر و قلبه ، ( خداوند حق را بر زبان و دل عمر نهاده است ) .
2 - از عتبة بن عامر روايت كردهاند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : « لو كان نبى بعدى لكان عمر » ( اگر بنا بود پيغمبرى بعد از من باشد هرآينه عمر بود ) .
3 - از سعد بن ابى وقاص نقل كردهاند كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله بعمر فرمود :
« ما لقيك الشيطان سالكا فجا قط الا سلك فجا غير فجك » ( شيطان ترا در هر راهى ببيند به راه ديگرى خواهد رفت ) .
4 - از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نقل ميكنند كه فرمود : مردم را بر من عرضه داشتند ديدم پيراهن آنها تا پستان يا پائينتر بود ولى عمر را ديدم كه پيراهنش روى زمين مىكشيد گفتند : يا رسول اللّه اين پيراهن چيست ؟
فرمود دين است » .
و جواب از اين اخبار اينست كه اينها نيز مانند اخباريست كه در فضيلت ابى بكر جعل كردهاند و مجعوليت آنها هم از حيث سند و هم از جهت مضمون ظاهر است .
اما خبر نخست ، اولا - از قبيل مثل معروفى است كه ميگويند از روباه پرسيدند شاهدت كيست گفت دمم .
و ثانيا - لازمه آن اينست كه عمر از خطا و لغزش مصون باشد و حال آنكه لغزشها و خطاهاى او چه در زمان نبى و چه در زمان خلافت ابى بكر و در زمان خلافت خودش بسيار ، و در كتب عامه و خاصه مسطور است كه به مقدارى از آنها در مطاعن او اشاره خواهد شد ، حتى گفتهاند در هفتاد موضع كه على عليه السلام خطاهايش را به او گوشزد كرد گفت : « لو لا على لهلك عمر » .
و ثالثا - بعضى احتمال دادهاند كه بجاى على عن بوده « و لا
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 423
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤٢٣